ما با قرآن چه میکنیم؟!
قرآن کتابی است که خداوند بزرگ برای هدایت ما بر پیامبرمان فروفرستاده و ما بایستی از آن برای زندگی صحیح خود درس بگیریم.
آیا ما قرآن را واقعا در این جایگاه میدانیم؟
تا به حال یک بار همه قرآن را با توجه به معنی آن خواندهایم؟
آیا پاسخ پرسشهای خود را از آیات قرآن میجوییم؟
آیا زندگی خود را با آیات قرآن و مثالهایی که خداوند بزرگ در قرآن بیان کرده و سرگذشتی که از پیشینیان نقل فرموده، مقایسه میکنیم و کژیهایش را اصلاح مینماییم؟
آیا همان قدر که از سخن و تجربه مردم عادی یا حتی متخصصین بشر در رشتهها و زمینههای مختلف استفاده میکنیم، به قرآن هم مراجعه میکنیم؟
آیا همان قدر که مشتاق و پیگیر سخنان افراد سرشناس یا آنهایی که موفق یا جذابشان میدانیم هستیم، علاقمند به مطالعه قرآن هستیم؟
چند ساعت در روز صرف مشاهده یا شنیدن سخنان غیر خدا میکنیم و چند ساعت در روز به سخنان خدا در قرآن گوش میسپاریم؟
قرآن در منزل ما چقدر مورد مراجعه برای راهنمایی روزانه است؟ یا صرفا به عنوان یک کتاب مقدس در جای مخصوصی قرار دارد؟
وقتی قرآن میخوانیم، آیا سخن خدا را میفهمیم یا فقط روخوانی میکنیم و برای ثوابش قرائت میکنیم؟
چقدر برای فهم سخن خدا، حاضر به سرمایهگذاری وقتی شدهایم تا زبان کلام خدا یا همان عربی قرآنی را بیاموزیم؟
روش بهرهمندی از تعالیم قرآن برای یک مسلمان عادی چیست؟
وقتی قرآن میخوانیم، آیا به محتوای آن به عنوان یک متن مقدس و نوعی ورد و رمز نگاه میکنیم یا جویای راهکار برای زندگی خداپسندانه از دل آیات آن هستیم؟
ارتباط ما با قرآن آیا صرفا این است که بدون وضو به آن دست نزنیم، سورههای کوتاه آن را خودمان یا کودکانمان حفظ کنیم، به آن تبرک جوییم و به آن قسم بخوریم، یا متن پرمراجعهای برای ماست که از آن راهکار خوشبختی بجوییم و به آن عمل کنیم؟
ما با قرآن چه میکنیم؟!
قرآن کتابی است که خداوند بزرگ برای هدایت ما بر پیامبرمان فروفرستاده و ما بایستی از آن برای زندگی صحیح خود درس بگیریم.
آیا ما قرآن را واقعا در این جایگاه میدانیم؟
تا به حال یک بار همه قرآن را با توجه به معنی آن خواندهایم؟
آیا پاسخ پرسشهای خود را از آیات قرآن میجوییم؟
آیا زندگی خود را با آیات قرآن و مثالهایی که خداوند بزرگ در قرآن بیان کرده و سرگذشتی که از پیشینیان نقل فرموده، مقایسه میکنیم و کژیهایش را اصلاح مینماییم؟
آیا همان قدر که از سخن و تجربه مردم عادی یا حتی متخصصین بشر در رشتهها و زمینههای مختلف استفاده میکنیم، به قرآن هم مراجعه میکنیم؟
آیا همان قدر که مشتاق و پیگیر سخنان افراد سرشناس یا آنهایی که موفق یا جذابشان میدانیم هستیم، علاقمند به مطالعه قرآن هستیم؟
چند ساعت در روز صرف مشاهده یا شنیدن سخنان غیر خدا میکنیم و چند ساعت در روز به سخنان خدا در قرآن گوش میسپاریم؟
قرآن در منزل ما چقدر مورد مراجعه برای راهنمایی روزانه است؟ یا صرفا به عنوان یک کتاب مقدس در جای مخصوصی قرار دارد؟
وقتی قرآن میخوانیم، آیا سخن خدا را میفهمیم یا فقط روخوانی میکنیم و برای ثوابش قرائت میکنیم؟
چقدر برای فهم سخن خدا، حاضر به سرمایهگذاری وقتی شدهایم تا زبان کلام خدا یا همان عربی قرآنی را بیاموزیم؟
روش بهرهمندی از تعالیم قرآن برای یک مسلمان عادی چیست؟
وقتی قرآن میخوانیم، آیا به محتوای آن به عنوان یک متن مقدس و نوعی ورد و رمز نگاه میکنیم یا جویای راهکار برای زندگی خداپسندانه از دل آیات آن هستیم؟
ارتباط ما با قرآن آیا صرفا این است که بدون وضو به آن دست نزنیم، سورههای کوتاه آن را خودمان یا کودکانمان حفظ کنیم، به آن تبرک جوییم و به آن قسم بخوریم، یا متن پرمراجعهای برای ماست که از آن راهکار خوشبختی بجوییم و به آن عمل کنیم؟


سخن خداوند چگونه است؟
خداوند، سلطان و مالک و خالق همه جهانیان، با فروفرستادن قرآن، این فرصت را به انسان داد تا بتواند مخاطب سخنش باشد، کلامش را بشنود و در زندگیاش به کار گیرد. کلام خداوند، آیات آشکاری است که شفای درد دلهاست، موعظهای از جانب پروردگار است که با نقل داستان گذشتگان و آوردن مثالها و تذکرها، به راهنمایی انسان در مسیر زندگی او میپردازد. مراجعه به قرآن برای اموری که مردم در آن با هم اختلاف نظر دارند موجب رفع اختلاف میشود و آیات آن روشنگر برای همه چیز از نیازهای انسان برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت است. خداوند در قرآن با مژدهدهی به بهشت و خوشبختی و بیم دادن از دوزخ و تیرهبختی به تربیت انسان میپردازد و رمز هدایتگری قرآن را در عمل به آن و پرهیزکاری نهادهاست. (مطالعه بیشتر)
سخن خداوند بزرگ شبیه سخن انسان نیست. راه بهرهمندی از سخن خدا نیز مانند راه آموزش بشری نیست. اگر بخواهیم با آیات نورانی قرآن قلبمان را روشن کنیم، جانمان را شیرین سازیم، از اضطراب و اندوه و افسردگی دور شویم، و از زندگی کمبهای این دنیا کنده شویم و به عالم دیگری ورای این دنیا پا نهیم، باید خدا و سخن او را جدی بگیریم، با قصد عمل و پیروی و ایمان و پرهیزکاری به سوی کلامش برویم؛ باید مشتاق باشیم و در کلمه کلمه کلام او ژرف بنگریم، و در همان حال، خدا را بر حال خود نظارهگر و آگاه بدانیم و از او تمنای دستگیری کنیم.
راه بهرهمندی از سخن خدا، قیل و قال و استدلال و استنتاجی نیست که دل را مشغول خود میسازد و از اصل کلام غافل میکند. راه آن، دل سپردن به سخن خداست، دیدن خود در مقابل خدا، ایمان و اعتماد و محبت نسبت به او، شکر و قدرشناسی و استغفار و شرمندگی، شادمانی از داشتن چنین خدای مهربانی و چنین پیامبر بزرگواری که مکالمه بین آنها راه بهشت را پیش روی ما باز میکند و از آلودگی و فرومایگی این جهان ما را بالا میکشد و دقایقی ما را خدایی میسازد.
وقتی قلب ما سخن خدا را میشنود و شهد شیرین خداشناسی و خداترسی و خدادوستی را در رگهای ما جاری میسازد، اعضاء و جوارح ما که ساخته و پرداخته خدایند، وقتی این پیام توحیدی را دریافت میکنند، گویی جان دوباره میگیرند. بهجای دلمشغولی به دنیا و زرق و برق آن، وقتی دلداده خدا میشویم، هوای تازهای روحمان را مینوازد و بیدار میشویم که بس نیست این همه غرق دنیا بودن؟! بس نیست خفته و غافل بودن؟! بس نیست شبیه دیگر جانداران زیستن و از کمال بلند انسانیت دور ماندن؟! برای چه اینجاییم و کجا رفتهایم؟! سخن خدا، و زنهارهایش، زنگارهای قلب و ذهنمان را پاک کند و ما را بلرزاند و بیدار کند و به عذاب مهیب خدا نهیب زند! آری، سخن خدا جور دیگری است. سخن سلطان و مالک و خالق همه جهانیان است که ما را خطاب میکند و از ما انتظار گوش سپردن دارد. در برابر چنین سخنانی خاضع و شیدا میشویم و جانمان پاکیزه میشود و ناخودآگاه چشمانمان به رسم دلدادگی، اشکبار میشود و اشکهایمان از خدا تمنای بخشش و دستگیری و پناه و بزرگواری میکنند.
سخن خداوند چگونه است؟
خداوند، سلطان و مالک و خالق همه جهانیان، با فروفرستادن قرآن، این فرصت را به انسان داد تا بتواند مخاطب سخنش باشد، کلامش را بشنود و در زندگیاش به کار گیرد. کلام خداوند، آیات آشکاری است که شفای درد دلهاست، موعظهای از جانب پروردگار است که با نقل داستان گذشتگان و آوردن مثالها و تذکرها، به راهنمایی انسان در مسیر زندگی او میپردازد. مراجعه به قرآن برای اموری که مردم در آن با هم اختلاف نظر دارند موجب رفع اختلاف میشود و آیات آن روشنگر برای همه چیز از نیازهای انسان برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت است. خداوند در قرآن با مژدهدهی به بهشت و خوشبختی و بیم دادن از دوزخ و تیرهبختی به تربیت انسان میپردازد و رمز هدایتگری قرآن را در عمل به آن و پرهیزکاری نهادهاست. (مطالعه بیشتر)
سخن خداوند بزرگ شبیه سخن انسان نیست. راه بهرهمندی از سخن خدا نیز مانند راه آموزش بشری نیست. اگر بخواهیم با آیات نورانی قرآن قلبمان را روشن کنیم، جانمان را شیرین سازیم، از اضطراب و اندوه و افسردگی دور شویم، و از زندگی کمبهای این دنیا کنده شویم و به عالم دیگری ورای این دنیا پا نهیم، باید خدا و سخن او را جدی بگیریم، با قصد عمل و پیروی و ایمان و پرهیزکاری به سوی کلامش برویم؛ باید مشتاق باشیم و در کلمه کلمه کلام او ژرف بنگریم، و در همان حال، خدا را بر حال خود نظارهگر و آگاه بدانیم و از او تمنای دستگیری کنیم.
راه بهرهمندی از سخن خدا، قیل و قال و استدلال و استنتاجی نیست که دل را مشغول خود میسازد و از اصل کلام غافل میکند. راه آن، دل سپردن به سخن خداست، دیدن خود در مقابل خدا، ایمان و اعتماد و محبت نسبت به او، شکر و قدرشناسی و استغفار و شرمندگی، شادمانی از داشتن چنین خدای مهربانی و چنین پیامبر بزرگواری که مکالمه بین آنها راه بهشت را پیش روی ما باز میکند و از آلودگی و فرومایگی این جهان ما را بالا میکشد و دقایقی ما را خدایی میسازد.
وقتی قلب ما سخن خدا را میشنود و شهد شیرین خداشناسی و خداترسی و خدادوستی را در رگهای ما جاری میسازد، اعضاء و جوارح ما که ساخته و پرداخته خدایند، وقتی این پیام توحیدی را دریافت میکنند، گویی جان دوباره میگیرند. بهجای دلمشغولی به دنیا و زرق و برق آن، وقتی دلداده خدا میشویم، هوای تازهای روحمان را مینوازد و بیدار میشویم که بس نیست این همه غرق دنیا بودن؟! بس نیست خفته و غافل بودن؟! بس نیست شبیه دیگر جانداران زیستن و از کمال بلند انسانیت دور ماندن؟! برای چه اینجاییم و کجا رفتهایم؟! سخن خدا، و زنهارهایش، زنگارهای قلب و ذهنمان را پاک کند و ما را بلرزاند و بیدار کند و به عذاب مهیب خدا نهیب زند! آری، سخن خدا جور دیگری است. سخن سلطان و مالک و خالق همه جهانیان است که ما را خطاب میکند و از ما انتظار گوش سپردن دارد. در برابر چنین سخنانی خاضع و شیدا میشویم و جانمان پاکیزه میشود و ناخودآگاه چشمانمان به رسم دلدادگی، اشکبار میشود و اشکهایمان از خدا تمنای بخشش و دستگیری و پناه و بزرگواری میکنند.
گلایه پیامبر از ما
پیامبر در روز قیامت اینچنین به پیشگاه خداوند از امت خود شکایت میکند:
وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورا (فرقان ۳۰)
و پیامبر گوید: پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند و تنها گذاشتند.
ایشان فرمودند: خانههای خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید، و آنها را قبرستان نکنید چونان که یهود و نصارا چنین کردند که در کنیسهها و کلیساها نماز گزاردند و عبادت خدا در خانههایشان را تعطیل کردند. چرا که خانه، وقتی که در آن تلاوت قرآن فراوان شود، خیر آن بسیار گردد و برای اهل آن گشایش حاصل شود و آن خانه برای اهل آسمان بدرخشد چونان که ستارگان برای اهل دنیا میدرخشند.
امیر مؤمنان فرمود: خانهای که در آن قرآن خواندهمیشود و خدای بزرگ یاد میگردد، برکتش فراوان گردد و فرشتگان در آن حضور یابند و شیطانها از آن دور شوند، و برای اهل آسمان میدرخشد چونان که ستارگان برای اهل زمین میدرخشند. و خانهای که در آن قرآن خواندهنمیشود و خدای بزرگ یاد نمیگردد، برکتش کم شود و فرشتگان از آن دور شوند و شیطانها در آن حضور یابند.
گلایه پیامبر از ما
پیامبر در روز قیامت اینچنین به پیشگاه خداوند از امت خود شکایت میکند:
وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورا (فرقان ۳۰)
و پیامبر گوید: پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند و تنها گذاشتند.
ایشان فرمودند: خانههای خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید، و آنها را قبرستان نکنید چونان که یهود و نصارا چنین کردند که در کنیسهها و کلیساها نماز گزاردند و عبادت خدا در خانههایشان را تعطیل کردند. چرا که خانه، وقتی که در آن تلاوت قرآن فراوان شود، خیر آن بسیار گردد و برای اهل آن گشایش حاصل شود و آن خانه برای اهل آسمان بدرخشد چونان که ستارگان برای اهل دنیا میدرخشند.
امیر مؤمنان فرمود: خانهای که در آن قرآن خواندهمیشود و خدای بزرگ یاد میگردد، برکتش فراوان گردد و فرشتگان در آن حضور یابند و شیطانها از آن دور شوند، و برای اهل آسمان میدرخشد چونان که ستارگان برای اهل زمین میدرخشند. و خانهای که در آن قرآن خواندهنمیشود و خدای بزرگ یاد نمیگردد، برکتش کم شود و فرشتگان از آن دور شوند و شیطانها در آن حضور یابند.

چگونه در قرآن تدبر کنیم
هر یک از ما مخاطب خداوند در آیات قرآن هستیم. هر بار که هر آیه را بخوانیم، اگر خدا بخواهد، معنا و کاربرد جدیدی از آن را به ما نشان میدهد. این گونه نیست که افرادی قرآن را بخوانند و برداشتهای خود را برای ما بیان کنند و این برای ما کافی باشد. بلکه بایستی بدون واسطهی افکار افراد غیرمعصوم، با کلام خدا مواجه شویم و از خدا به این طریق هدایت جوییم.
قرآن برای پرهیزکاران هدایتگر است. اگر به درسهای خدا در قرآن عمل نکنیم، قرآن دستگیر ما نخواهدبود. عمل به تعالیم قرآن نشانگر ایمان ما به خداست و بیتوجهی به درسهای قرآن، بیاهمیتی به خدا و نوعی رویگردانی نسبت به اوست. برای بهرهمندی از هدایت قرآن بایستی حرمت سخن خدا را نگاه داریم و آن را بسیار جدی بگیریم و دغدغه عمل به آن را داشتهباشیم.
قرآن به زبان عربی واضح نازل شده و شایسته است هر مسلمان برای آموختن زبان قرآن وقت و مال خود را هزینه کند تا بتواند بدون واسطه مترجمین قرآن، با کلام خدا روبرو شود. امام صادق علیه السلام میفرمایند: عربی را یاد بگیرید که عربی زبانی است که خداوند به وسیله آن با آفریدگانش سخن گفتهاست. (خصال ص ۲۵۸)
هر جا که معنای آیه یا بخشی از آیه را متوجه نمیشویم، میتوانیم به کتاب لغت مراجعه کنیم. راهکار دیگر، مراجعه به ترجمههای موجود است. این ترجمهها هر چند کاملا دقیق و صحیح نیستند اما هر چه باشند از خواندن بدون فهم قرآن بهترند. مهم این است که بعد از خواندن ترجمه هر آیه، مدتی در معنای آیه تأمل کنیم و ببینیم چه درسهایی از آن ناظر به زندگی خودمان میگیریم.
خداوند پیامبر را به عنوان الگوی ما در زندگی معرفی کرده و در قرآن بخشهایی از زندگی او و مکالمات خود با او را برای ما به یادگار گذاشته. ما میتوانیم وقتی به این آیات میرسیم، پیامبر خدا را در نظر بگیریم و تلاش کنیم تا نگرش و رفتار خود را شبیه او سازیم.
بسیاری از دردهای انسان منشأ درونی دارد. اگر قلب انسان آرام و مطمئن باشد و مبتلای به اضطراب و نگرانی نباشد، حال و روز انسان چه روح و چه جسمش بسیار بهتر است. قرآن با یادآوری بزرگی و مهربانی خداوند و زندگانیای که ایمان به خدا به انسان میدهد، قلب انسان را از شک و تردید و اضطراب و ترس و غفلت در میآورد. به این ترتیب، تدبر در آیات قرآن موجب شفای درد دلها و سلامتی و شادابی روح و جسم انسان میشود.
سرگذشت پیامبران و اقوام پیشین برای این در قرآن آمده که ما از آن درس بگیریم و بدانیم که اگر ما هم شبیه آنها به خدا کمتوجه باشیم و گناه کنیم و قدردان نعمتهای خدا نباشیم، ما هم سرنوشتی شبیه آنها خواهیمداشت و خداوند ما را نیز به انواع مشکلات و عذابها گرفتار خواهدکرد. به داستانهای قرآن به عنوان درس عبرت بنگریم و آنها را با زندگی خود تطبیق دهیم و از عواقب شوم آن بهراسیم.
ما معنای همه آیات قرآن را متوجه نمیشویم. کلام خدا فرای کلام بشر است. بسیار پیش میآید که علی رغم تلاشی که میکنیم، معنای بخشی از یک آیه یا تمام آن آیه را متوجه نمیشویم. اگر معنای آیهای برایمان روشن نبود، از آن آیه عبور کنیم و از خدا بخواهیم که معنای آن را برایمان روشن کند؛ اما از گمانهزنی و ابراز نظر شخصی درباره معنای آن پرهیز کنیم.
پیامبر و جانشینان ایشان بهترین توضیح دهندگان قرآن هستند. از آنجا که پیامبر و امامان بهترین شاگردان قرآن بودهاند، گفتار و رفتار ایشان توضیح درسهای قرآن به شمار میآید. برای فهم بهتر آیات قرآن میتوانیم به سخنانی که از ایشان در کتابهای اصلی روایی نظیر کتاب کافی گرد آمده هم مراجعه کنیم.
برداشت ما از آیات قرآن ضرورتا صحیح نیست. جا دارد همواره از خدا و از حجت زنده او، امام عصر بخواهیم که راه درست بندگی را برایمان روشن کنند. همواره آماده باشیم تا برداشتهای قبلی خود را اصلاح کنیم و نسبت به آنها تعصب نداشتهباشیم.
هرگز نباید برای فهم آیات قرآن فرد یا افرادی را دنبال کنیم. انسانها همگی خطاکارند و ما مجاز نیستیم جز معصومین از کسی برای پیمودن راه هدایت و سعادت پیروی کنیم. اگر هم خواستیم از کسی سخنی بشنویم بایستی از او بخواهیم که ابتدا سخن یا برداشت خودش را به ما نگوید بلکه آیه یا روایت مورد نظرش را برایمان بیان کند و ما خود مسئول برداشت خود از آن آیه و روایت خواهیمبود، هرچند مانعی ندارد که برداشتهای دیگران را نیز بشنویم و بسنجیم.
هر تلنگری که از آیات قرآن دریافت کردیم را جدی بگیریم، حتی اگر مخاطب خدا در آن آیه کافران یا منافقان یا اهل کتاب باشد. اگر هنگام خواندن اوصاف کافران یا بدکاران دیدیم که حال ما با بخشی از آیه تطبیق میکند و با بخش دیگر تطبیق نمیکند، ممکن است ما به همان اندازه، منظور خدای بزرگ و بلندمرتبه باشیم و باید از تهدیدهای خدا بهراسیم.
شیطان بر سر راه ما برای دور کردن ما از مسیر بندگی خداست. او ما را به روشهای مختلف از تدبر و تذکر نسبت به آیات قرآن دور میکند. گاه وقتی آیهای میخوانیم و درباره آن تأمل میکنیم، ما را متوجه جاذبههایی نظیر رمز و رازهای واژگان یا تعابیر آیه میکند و ما را از توجه به پیام اصلی آیه و تحول ناظر به آن باز میدارد. گاه ما را از درک معنا یا مصداق آیه ناامید میکند. گاه فکر ما را درگیر شنیدهها و اطلاعات قبلی ما نسبت به موضوع آیه میکند تا از حال توجه نسبت به کلام خدا با ما در آن لحظه غافل شویم. گاه به ما حال کسالت را القا میکند تا زمان کافی برای نگریستن در آیه و آیات قبل و بعد مرتبط با آن را صرف نکنیم و سرسری و بدون نتیجهگیری درست برای زندگیمان از آن آیات عبور کنیم. بایستی از شر شیطان به خدا پناه ببریم و همواره تلاش کنیم با حضور قلب در جلسه با خدا شرکت کنیم و از او تمنای هدایت و دستگیری و دوری از خطا و خطر داشتهباشیم.
چگونه در قرآن تدبر کنیم
هر یک از ما مخاطب خداوند در آیات قرآن هستیم. هر بار که هر آیه را بخوانیم، اگر خدا بخواهد، معنا و کاربرد جدیدی از آن را به ما نشان میدهد. این گونه نیست که افرادی قرآن را بخوانند و برداشتهای خود را برای ما بیان کنند و این برای ما کافی باشد. بلکه بایستی بدون واسطهی افکار افراد غیرمعصوم، با کلام خدا مواجه شویم و از خدا به این طریق هدایت جوییم.
قرآن برای پرهیزکاران هدایتگر است. اگر به درسهای خدا در قرآن عمل نکنیم، قرآن دستگیر ما نخواهدبود. عمل به تعالیم قرآن نشانگر ایمان ما به خداست و بیتوجهی به درسهای قرآن، بیاهمیتی به خدا و نوعی رویگردانی نسبت به اوست. برای بهرهمندی از هدایت قرآن بایستی حرمت سخن خدا را نگاه داریم و آن را بسیار جدی بگیریم و دغدغه عمل به آن را داشتهباشیم.
قرآن به زبان عربی واضح نازل شده و شایسته است هر مسلمان برای آموختن زبان قرآن وقت و مال خود را هزینه کند تا بتواند بدون واسطه مترجمین قرآن، با کلام خدا روبرو شود. امام صادق علیه السلام میفرمایند: عربی را یاد بگیرید که عربی زبانی است که خداوند به وسیله آن با آفریدگانش سخن گفتهاست. (خصال ص ۲۵۸)
هر جا که معنای آیه یا بخشی از آیه را متوجه نمیشویم، میتوانیم به کتاب لغت مراجعه کنیم. راهکار دیگر، مراجعه به ترجمههای موجود است. این ترجمهها هر چند کاملا دقیق و صحیح نیستند اما هر چه باشند از خواندن بدون فهم قرآن بهترند. مهم این است که بعد از خواندن ترجمه هر آیه، مدتی در معنای آیه تأمل کنیم و ببینیم چه درسهایی از آن ناظر به زندگی خودمان میگیریم.
خداوند پیامبر را به عنوان الگوی ما در زندگی معرفی کرده و در قرآن بخشهایی از زندگی او و مکالمات خود با او را برای ما به یادگار گذاشته. ما میتوانیم وقتی به این آیات میرسیم، پیامبر خدا را در نظر بگیریم و تلاش کنیم تا نگرش و رفتار خود را شبیه او سازیم.
بسیاری از دردهای انسان منشأ درونی دارد. اگر قلب انسان آرام و مطمئن باشد و مبتلای به اضطراب و نگرانی نباشد، حال و روز انسان چه روح و چه جسمش بسیار بهتر است. قرآن با یادآوری بزرگی و مهربانی خداوند و زندگانیای که ایمان به خدا به انسان میدهد، قلب انسان را از شک و تردید و اضطراب و ترس و غفلت در میآورد. به این ترتیب، تدبر در آیات قرآن موجب شفای درد دلها و سلامتی و شادابی روح و جسم انسان میشود.
سرگذشت پیامبران و اقوام پیشین برای این در قرآن آمده که ما از آن درس بگیریم و بدانیم که اگر ما هم شبیه آنها به خدا کمتوجه باشیم و گناه کنیم و قدردان نعمتهای خدا نباشیم، ما هم سرنوشتی شبیه آنها خواهیمداشت و خداوند ما را نیز به انواع مشکلات و عذابها گرفتار خواهدکرد. به داستانهای قرآن به عنوان درس عبرت بنگریم و آنها را با زندگی خود تطبیق دهیم و از عواقب شوم آن بهراسیم.
ما معنای همه آیات قرآن را متوجه نمیشویم. کلام خدا فرای کلام بشر است. بسیار پیش میآید که علی رغم تلاشی که میکنیم، معنای بخشی از یک آیه یا تمام آن آیه را متوجه نمیشویم. اگر معنای آیهای برایمان روشن نبود، از آن آیه عبور کنیم و از خدا بخواهیم که معنای آن را برایمان روشن کند؛ اما از گمانهزنی و ابراز نظر شخصی درباره معنای آن پرهیز کنیم.
پیامبر و جانشینان ایشان بهترین توضیح دهندگان قرآن هستند. از آنجا که پیامبر و امامان بهترین شاگردان قرآن بودهاند، گفتار و رفتار ایشان توضیح درسهای قرآن به شمار میآید. برای فهم بهتر آیات قرآن میتوانیم به سخنانی که از ایشان در کتابهای اصلی روایی نظیر کتاب کافی گرد آمده هم مراجعه کنیم.
برداشت ما از آیات قرآن ضرورتا صحیح نیست. جا دارد همواره از خدا و از حجت زنده او، امام عصر بخواهیم که راه درست بندگی را برایمان روشن کنند. همواره آماده باشیم تا برداشتهای قبلی خود را اصلاح کنیم و نسبت به آنها تعصب نداشتهباشیم.
هرگز نباید برای فهم آیات قرآن فرد یا افرادی را دنبال کنیم. انسانها همگی خطاکارند و ما مجاز نیستیم جز معصومین از کسی برای پیمودن راه هدایت و سعادت پیروی کنیم. اگر هم خواستیم از کسی سخنی بشنویم بایستی از او بخواهیم که ابتدا سخن یا برداشت خودش را به ما نگوید بلکه آیه یا روایت مورد نظرش را برایمان بیان کند و ما خود مسئول برداشت خود از آن آیه و روایت خواهیمبود، هرچند مانعی ندارد که برداشتهای دیگران را نیز بشنویم و بسنجیم.
هر تلنگری که از آیات قرآن دریافت کردیم را جدی بگیریم، حتی اگر مخاطب خدا در آن آیه کافران یا منافقان یا اهل کتاب باشد. اگر هنگام خواندن اوصاف کافران یا بدکاران دیدیم که حال ما با بخشی از آیه تطبیق میکند و با بخش دیگر تطبیق نمیکند، ممکن است ما به همان اندازه، منظور خدای بزرگ و بلندمرتبه باشیم و باید از تهدیدهای خدا بهراسیم.
شیطان بر سر راه ما برای دور کردن ما از مسیر بندگی خداست. او ما را به روشهای مختلف از تدبر و تذکر نسبت به آیات قرآن دور میکند. گاه وقتی آیهای میخوانیم و درباره آن تأمل میکنیم، ما را متوجه جاذبههایی نظیر رمز و رازهای واژگان یا تعابیر آیه میکند و ما را از توجه به پیام اصلی آیه و تحول ناظر به آن باز میدارد. گاه ما را از درک معنا یا مصداق آیه ناامید میکند. گاه فکر ما را درگیر شنیدهها و اطلاعات قبلی ما نسبت به موضوع آیه میکند تا از حال توجه نسبت به کلام خدا با ما در آن لحظه غافل شویم. گاه به ما حال کسالت را القا میکند تا زمان کافی برای نگریستن در آیه و آیات قبل و بعد مرتبط با آن را صرف نکنیم و سرسری و بدون نتیجهگیری درست برای زندگیمان از آن آیات عبور کنیم. بایستی از شر شیطان به خدا پناه ببریم و همواره تلاش کنیم با حضور قلب در جلسه با خدا شرکت کنیم و از او تمنای هدایت و دستگیری و دوری از خطا و خطر داشتهباشیم.
خودارزیابی
- آیا قصد دارم بیش از پیش به قرآن مراجعه کنم؟
- آیا قرآن را با درک معنای آن خواهمخواند؟
- آیا در پی خواندن هر آیه، قدری تأمل خواهمکرد و در پی رهنمودهای خدا برای زندگیام خواهمگشت؟
- آیا مطالبی که در جهان پیرامون، اعم از سخن اندیشمندان یا دانشمندان و تجربیات مردمان، میشنوم را با درکم از تعالیم قرآن مقایسه خواهمکرد یا بدون این مقایسه دنبال خواهمنمود؟
- میزان مراجعهام به منابع دانش و رهنمودهای بشری بیشتر خواهدبود یا به کتاب آسمانی؟
- آیا برای درک تعالیم قرآن به دعوت مستقیم خدا برای تدبر در آیاتش پاسخ خواهمداد یا درکم را از طریق افکار اندیشمندان حاصل خواهمکرد؟
- برنامهای برای آموختن زبان قرآن مد نظر گرفتهام؟
- برای عمل به تعالیم قرآن و خدایی شدن و دور شدن از دنیاپرستی و گناه و نزدیک شدن به مسلمانی قرآنی چه کاری در سر دارم؟
مرگ نزدیک است، فرصت اندک است، هشدارهای خدا جدی است، و محاسبه و مطالبه خدا در قیامت سخت و سهمگین است تا حدی که برترین خلق خدا، پیامبر مصطفی و اهل بیت او از آن بیمناکند، آیا بیدار میشویم؟
خودارزیابی
- آیا قصد دارم بیش از پیش به قرآن مراجعه کنم؟
- آیا قرآن را با درک معنای آن خواهمخواند؟
- آیا در پی خواندن هر آیه، قدری تأمل خواهمکرد و در پی رهنمودهای خدا برای زندگیام خواهمگشت؟
- آیا مطالبی که در جهان پیرامون، اعم از سخن اندیشمندان یا دانشمندان و تجربیات مردمان، میشنوم را با درکم از تعالیم قرآن مقایسه خواهمکرد یا بدون این مقایسه دنبال خواهمنمود؟
- میزان مراجعهام به منابع دانش و رهنمودهای بشری بیشتر خواهدبود یا به کتاب آسمانی؟
- آیا برای درک تعالیم قرآن به دعوت مستقیم خدا برای تدبر در آیاتش پاسخ خواهمداد یا درکم را از طریق افکار اندیشمندان حاصل خواهمکرد؟
- برنامهای برای آموختن زبان قرآن مد نظر گرفتهام؟
- برای عمل به تعالیم قرآن و خدایی شدن و دور شدن از دنیاپرستی و گناه و نزدیک شدن به مسلمانی قرآنی چه کاری در سر دارم؟
مرگ نزدیک است، فرصت اندک است، هشدارهای خدا جدی است، و محاسبه و مطالبه خدا در قیامت سخت و سهمگین است تا حدی که برترین خلق خدا، پیامبر مصطفی و اهل بیت او از آن بیمناکند، آیا بیدار میشویم؟




