فهرست مطالب

فهرست مطالب

تدبر در سوره حمد

با خودم اندیشه می‌کنم که سوره حمد حتما سوره مهم و دارای درس‌های اصلی زندگی است که خداوند آن را برای خواندن در همه نمازهای ما انتخاب کرده‌است. وقتی نماز ما شبیه ملاقات و گفتگویی با خداست، بنابر این سوره حمد یکی از محورهای این مناجات ماست و باید در فهم آن و به کار بردن آن در زندگی‌ام تلاش کنم.

من سوره حمد را هر روز ۱۰ نوبت در نمازهای واجبم می‌خوانم اما احساس نمی‌کنم که تأثیر چشمگیری در زندگی‌ام گذاشته‌باشد. چرا؟ آیا وقتی در نماز آن را می‌خوانم، متوجه می‌شوم که با خدایم چه می‌گویم یا تنها آن را از بر می‌خوانم که وظیفه نمازم را انجام داده‌باشم؟

اگر معنی آن را می‌دانم، آیا موقع خواندن آن، حواسم به تک تک جملاتش هست و آیات آن را از عمق قلبم به خدا می‌گویم یا فقط می‌خوانم؟

وقتی سوره حمد، سوره‌ای است که هر مسلمانی هزاران بار در عمرش آن را می‌خواند، آیا پیامی تکراری دارد یا هر بار خواندن آن باید پیام جدیدی برای انسان داشته‌باشد؟ اگر نماز پاکیزه‌کننده ما از آلودگی‌های گناهان و غفلت‌هاست، سوره حمد چه نقشی در این پاکیزه کردن برای من دارد؟

با این افکار، نسبت به درک معنا و عمق آيات سوره حمد مشتاق می‌شوم و می‌خواهم آیات سوره حمد را بهتر بشناسم. قرآن ترجمه‌داری را بر می‌دارم و ابتدای کتاب را باز می‌کنم:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ (۱) الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ (۲) الرَّحْمنِ الرَّحيمِ (۳) مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (۴) إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ (۵) اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ (۶) صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ (۷)

به نام خدای بخشنده مهربان (۱) سپاس و ستایش ویژه خدا، پروردگار جهانیان است. (۲) خدای بخشنده مهربان (۳) صاحب روز جزا (۴) (خدایا) تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم. (۵) ما را به راه راست هدایت کن. (۶) راه کسانی که به آنان نعمت داده‌ای، که نه مورد خشم قرار گرفته‌اند، و نه گمراه‌اند. (۷)

چه جملات زیبایی! چه مناجات دلربایی! چقدر پیام ارزنده در تنها ۷ آیه کوتاه! چه آرامشی در قلب بعد از خواندن این آیات! خدایا از تو سپاسگزارم.

تدبر در سوره حمد

با خودم اندیشه می‌کنم که سوره حمد حتما سوره مهم و دارای درس‌های اصلی زندگی است که خداوند آن را برای خواندن در همه نمازهای ما انتخاب کرده‌است. وقتی نماز ما شبیه ملاقات و گفتگویی با خداست، بنابر این سوره حمد یکی از محورهای این مناجات ماست و باید در فهم آن و به کار بردن آن در زندگی‌ام تلاش کنم.

من سوره حمد را هر روز ۱۰ نوبت در نمازهای واجبم می‌خوانم اما احساس نمی‌کنم که تأثیر چشمگیری در زندگی‌ام گذاشته‌باشد. چرا؟ آیا وقتی در نماز آن را می‌خوانم، متوجه می‌شوم که با خدایم چه می‌گویم یا تنها آن را از بر می‌خوانم که وظیفه نمازم را انجام داده‌باشم؟

اگر معنی آن را می‌دانم، آیا موقع خواندن آن، حواسم به تک تک جملاتش هست و آیات آن را از عمق قلبم به خدا می‌گویم یا فقط می‌خوانم؟

وقتی سوره حمد، سوره‌ای است که هر مسلمانی هزاران بار در عمرش آن را می‌خواند، آیا پیامی تکراری دارد یا هر بار خواندن آن باید پیام جدیدی برای انسان داشته‌باشد؟ اگر نماز پاکیزه‌کننده ما از آلودگی‌های گناهان و غفلت‌هاست، سوره حمد چه نقشی در این پاکیزه کردن برای من دارد؟

با این افکار، نسبت به درک معنا و عمق آيات سوره حمد مشتاق می‌شوم و می‌خواهم آیات سوره حمد را بهتر بشناسم. قرآن ترجمه‌داری را بر می‌دارم و ابتدای کتاب را باز می‌کنم:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ (۱) الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ (۲) الرَّحْمنِ الرَّحيمِ (۳) مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (۴) إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ (۵) اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ (۶) صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ (۷)

به نام خدای بخشنده مهربان (۱) سپاس و ستایش ویژه خدا، پروردگار جهانیان است. (۲) خدای بخشنده مهربان (۳) صاحب روز جزا (۴) (خدایا) تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم. (۵) ما را به راه راست هدایت کن. (۶) راه کسانی که به آنان نعمت داده‌ای، که نه مورد خشم قرار گرفته‌اند، و نه گمراه‌اند. (۷)

چه جملات زیبایی! چه مناجات دلربایی! چقدر پیام ارزنده در تنها ۷ آیه کوتاه! چه آرامشی در قلب بعد از خواندن این آیات! خدایا از تو سپاسگزارم.

حالا می‌خواهم بهتر بفهمم

به ترجمه هر آیه که نگاه می‌کنم، برایم پرسش‌هایی مطرح می‌شود:(آیه ۱) منظور از «به نام خدا» چیست؟ منظور از بخشنده چیست؟ فرق آن با مهربان چیست؟ چرا این جمله در ابتدای سوره آمده؟ خواندن این جمله چه تأثیری در زندگی ما دارد که گاهی اوقات آن را یا مختصرشده آن را بر زبان می‌آوریم؟ …(آیه ۲) فرق سپاس و ستایش چیست؟ چرا اینها ویژه خدا هستند؟ پروردگار یعنی چه؟ جهانیان یعنی چه؟ این جمله یا بخش اول آن را چرا در زندگی‌مان به کار می‌بریم؟(آیه ۳) چرا قسمتی از آيه اول مجددا تکرار شده؟ چه پیامی در این آیه هست که در آیه اول نیست؟(آیه ۴) روز جزا چه روزی است؟ صاحب روز جزا یعنی چه؟ خدا چه جزاهایی می‌دهد؟ چرا از میان همه ویژگی‌های خداوند، این ویژگی در این سوره آمده؟ …(آیه ۵) از اینجا خدا را مخاطب قرار می‌دهم. چرا اولین جمله‌ام اعتراف به پرستش او و کمک‌خواهی از اوست؟ آیا در این جمله به خدا راست می‌گویم؟ من برای پرستش خدا چه می‌کنم؟ چه چیزهای دیگری در زندگی‌ام هست که به نوعی آنها را هم می‌پرستم و از آنها هم کمک می‌گیرم. ارتباط پرستش با کمک گرفتن چیست که باید هر دو فقط برای خدا باشد؟ …(آیه ۶) منظور از راه راست چیست؟ مگر ما در راه راست نیستیم؟! راه راست و راه کج چه فرقی دارند؟ چه راه‌های کجی پیش پای من وجود دارد؟ هدایت کردن یعنی چه، تنها نشان دادن راه یا رساندن به مقصد؟ …(آیه ۷) منظور از نعمت در این آیه چیست؟ مگر خدا به همه مخلوقاتش نعمت نداده؟! چه کسانی مورد خشم خدا قرار می‌گیرند؟ چه کسانی گمراهند و فرق آنها با خشم‌گرفته‌شدگان چیست؟

حالا می‌خواهم بهتر بفهمم

به ترجمه هر آیه که نگاه می‌کنم، برایم پرسش‌هایی مطرح می‌شود:(آیه ۱) منظور از «به نام خدا» چیست؟ منظور از بخشنده چیست؟ فرق آن با مهربان چیست؟ چرا این جمله در ابتدای سوره آمده؟ خواندن این جمله چه تأثیری در زندگی ما دارد که گاهی اوقات آن را یا مختصرشده آن را بر زبان می‌آوریم؟ …(آیه ۲) فرق سپاس و ستایش چیست؟ چرا اینها ویژه خدا هستند؟ پروردگار یعنی چه؟ جهانیان یعنی چه؟ این جمله یا بخش اول آن را چرا در زندگی‌مان به کار می‌بریم؟(آیه ۳) چرا قسمتی از آيه اول مجددا تکرار شده؟ چه پیامی در این آیه هست که در آیه اول نیست؟(آیه ۴) روز جزا چه روزی است؟ صاحب روز جزا یعنی چه؟ خدا چه جزاهایی می‌دهد؟ چرا از میان همه ویژگی‌های خداوند، این ویژگی در این سوره آمده؟ …(آیه ۵) از اینجا خدا را مخاطب قرار می‌دهم. چرا اولین جمله‌ام اعتراف به پرستش او و کمک‌خواهی از اوست؟ آیا در این جمله به خدا راست می‌گویم؟ من برای پرستش خدا چه می‌کنم؟ چه چیزهای دیگری در زندگی‌ام هست که به نوعی آنها را هم می‌پرستم و از آنها هم کمک می‌گیرم. ارتباط پرستش با کمک گرفتن چیست که باید هر دو فقط برای خدا باشد؟ …(آیه ۶) منظور از راه راست چیست؟ مگر ما در راه راست نیستیم؟! راه راست و راه کج چه فرقی دارند؟ چه راه‌های کجی پیش پای من وجود دارد؟ هدایت کردن یعنی چه، تنها نشان دادن راه یا رساندن به مقصد؟ …(آیه ۷) منظور از نعمت در این آیه چیست؟ مگر خدا به همه مخلوقاتش نعمت نداده؟! چه کسانی مورد خشم خدا قرار می‌گیرند؟ چه کسانی گمراهند و فرق آنها با خشم‌گرفته‌شدگان چیست؟

باید از راهنمایی خداوند بهره بگیرم

برای پاسخ به این پرسش‌ها، باید از راهنمایی خداوند بهره بگیرم. خداوند راهنمایی خود را از طریق عقل و از طریق پیامبر و اهل بیت او در اختیارم گذاشته‌است. بنا بر این، با استفاده از همین راهنمایی‌ها،‌ تلاش در فهم بهتر و بیشتر آیات می‌کنم. در عین حال نباید گمان کنم که هر پاسخی که به نظرم رسید قطعاً صحیح و مورد تأیید خداست، اما من موظفم که مطابق فهم خود در مسیر بندگی خدا قدم بردارم.

چه بسیار که خدای هدایتگر در قرآن ما را به عقل‌ ورزیدن دعوت کرده؛ یعنی گوش سپردن به همان پیام‌آور درونی ما که گهگاه به ما در مسیر درستکاری و پرهیز از خطا و گناه هشدار می‌دهد. خداوند از ما خواسته که در آیات او بنگریم و به معنایش توجه کنیم و با کمک عقلمان از آنها پند گیریم. برای دیدن و شنیدن حرف‌های عقلم، لازم نیست ذهنم را دررگیر استدلال و استنتاج کنم، بلکه کافی است نگاهم به آیات سطحی و گذرا نباشد و از خدا بخواهم که دست مرا با رهنمودهای هر آیه بگیرد و در مسیر بندگی خود پیش برد. تلاش کنم افکار و رفتار خود را با تعالیم قرآن تطبیق دهم و در پی اصلاح آنها برآیم. همین جستن و کوشیدن کار عاقلان است.

آیات دیگر قرآن هم در فهم بهتر این آيات به من یاری می‌رسانند بنا بر این اگر اهل قرائت مدام قرآن باشم، پاسخ برخی پرسش‌هایم را در آیات دیگر قرآن می‌یابم.

سخنان پیامبر و امامان نیز روشنگر ابعادی از معانی این آیات هستند، به همین خاطر با مراجعه به گنجینه‌های رسیده از سخنان و روش زندگی پیامبر و اهل بیت ایشان پرده‌های دیگری از پاسخ برایم آشکار می‌شود.

امام این زمان، جانشین زنده رسول خدا، حضرت حجت بن الحسن نیز معلم قرآن است و من می‌توانم از پنجره قلبم در خانه او را بزنم و از او درخواست عنایت و الهام هدایت کنم.

در نهایت، از خدا می‌خواهم که قلبم را به نور هدایت خود روشن کند و دستم را بگیرد و مرا در مسیر بندگی خود یاری دهد. و این اوست که چه صلاح بداند، آیا پاسخ پرسشم را بدهد یا ندهد.

با حال درخواست از خدا و با تشنگی و شوق برای درک معنای سخن خداوند آسمان‌ها و زمین، و با حالت پذیرش و قبول و ایمان نسبت به آنچه برایم روشن می‌شود، در این مسیر گام می‌نهم. تلاش می‌کنم آیات قرآن را به کار گیرم و از هر واژه و عبارت آن درس کاربردی برای رفتار و منش خود بردارم و به همین جهت هر آیه را بارها می‌خوانم و با زندگی و عملکرد خودم تطبیق می‌دهم و جویای رهنمودی برای خودم می‌شوم.

بیاندیشیم

ممکن است خداوند پاسخ پرسشم را بر زبان یکی از بندگانش قرار دهد یا من را ناخواسته با آیه یا روایتی روبرو سازد، دست او باز است و من تنها باید مشتاق و قدردان و کوشا باشم.

باید از راهنمایی خداوند بهره بگیرم

برای پاسخ به این پرسش‌ها، باید از راهنمایی خداوند بهره بگیرم. خداوند راهنمایی خود را از طریق عقل و از طریق پیامبر و اهل بیت او در اختیارم گذاشته‌است. بنا بر این، با استفاده از همین راهنمایی‌ها،‌ تلاش در فهم بهتر و بیشتر آیات می‌کنم. در عین حال نباید گمان کنم که هر پاسخی که به نظرم رسید قطعاً صحیح و مورد تأیید خداست، اما من موظفم که مطابق فهم خود در مسیر بندگی خدا قدم بردارم.

چه بسیار که خدای هدایتگر در قرآن ما را به عقل‌ ورزیدن دعوت کرده؛ یعنی گوش سپردن به همان پیام‌آور درونی ما که گهگاه به ما در مسیر درستکاری و پرهیز از خطا و گناه هشدار می‌دهد. خداوند از ما خواسته که در آیات او بنگریم و به معنایش توجه کنیم و با کمک عقلمان از آنها پند گیریم. برای دیدن و شنیدن حرف‌های عقلم، لازم نیست ذهنم را دررگیر استدلال و استنتاج کنم، بلکه کافی است نگاهم به آیات سطحی و گذرا نباشد و از خدا بخواهم که دست مرا با رهنمودهای هر آیه بگیرد و در مسیر بندگی خود پیش برد. تلاش کنم افکار و رفتار خود را با تعالیم قرآن تطبیق دهم و در پی اصلاح آنها برآیم. همین جستن و کوشیدن کار عاقلان است.

آیات دیگر قرآن هم در فهم بهتر این آيات به من یاری می‌رسانند بنا بر این اگر اهل قرائت مدام قرآن باشم، پاسخ برخی پرسش‌هایم را در آیات دیگر قرآن می‌یابم.

سخنان پیامبر و امامان نیز روشنگر ابعادی از معانی این آیات هستند، به همین خاطر با مراجعه به گنجینه‌های رسیده از سخنان و روش زندگی پیامبر و اهل بیت ایشان پرده‌های دیگری از پاسخ برایم آشکار می‌شود.

امام این زمان، جانشین زنده رسول خدا، حضرت حجت بن الحسن نیز معلم قرآن است و من می‌توانم از پنجره قلبم در خانه او را بزنم و از او درخواست عنایت و الهام هدایت کنم.

در نهایت، از خدا می‌خواهم که قلبم را به نور هدایت خود روشن کند و دستم را بگیرد و مرا در مسیر بندگی خود یاری دهد. و این اوست که چه صلاح بداند، آیا پاسخ پرسشم را بدهد یا ندهد.

با حال درخواست از خدا و با تشنگی و شوق برای درک معنای سخن خداوند آسمان‌ها و زمین، و با حالت پذیرش و قبول و ایمان نسبت به آنچه برایم روشن می‌شود، در این مسیر گام می‌نهم. تلاش می‌کنم آیات قرآن را به کار گیرم و از هر واژه و عبارت آن درس کاربردی برای رفتار و منش خود بردارم و به همین جهت هر آیه را بارها می‌خوانم و با زندگی و عملکرد خودم تطبیق می‌دهم و جویای رهنمودی برای خودم می‌شوم.

بیاندیشیم

ممکن است خداوند پاسخ پرسشم را بر زبان یکی از بندگانش قرار دهد یا من را ناخواسته با آیه یا روایتی روبرو سازد، دست او باز است و من تنها باید مشتاق و قدردان و کوشا باشم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

به نام خداوند بخشنده و مهربان. خداوند بزرگ که هم به من و هم به همه مخلوقاتش می‌بخشد و روزی می‌دهد و همه ما را میهمان خود کرده‌است و او بر ما مهربان است. با نام او و با اجازه او و با اعتماد و تکیه بر او آغاز می‌کنم و این بهترین نوع آغاز است. نباید بدون یاد او کاری را آغاز کنم و باید در هر آغاز، یاد بخشندگی و مهربانی او باشم و تنها به او امید ببندم.

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

ستودن و بیان خوبی‌ها مخصوص خداوندی است که جهانیان را پرورش می‌دهد. هر خوبی در هر کجا و هر کسی هست، از خداست و اوست که آقا و صاحب اختیار همه ساکنان همه جهان‌هاست و آنها را به نیکویی پرورش و رشد داده‌است. ما هر خوبی که در خود یا دیگران یا حتی زمین و آسمان و گیاهان و حیوان‌ها می‌بینم، از خدا سرچشمه گرفته و با دیدن هر خوبی، بایستی یاد خدا کنیم و سپاسگزار او باشیم. او ما را با روزی خود و با امکاناتی که در اختیارمان قرار داده پرورش می‌دهد و از نوزادی تا خردسالی تا کودکی تا نوجوانی تا جوانی تا میانسالی تا سالخوردگی بزرگمان می‌کند و روح و جسم ما را میهمان نعمت‌های خود می‌سازد.

الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

او بخشنده است و او مهربان است. از او بخشندگی را بیاموزیم و به دیگران از آنچه او به ما بخشیده ببخشیم. مهربانی او را ارج نهیم و او را دوست بداریم و در مسیر مورد رضایت او قدم برداریم. دوستان او را دوست بداریم و از دشمنانش دوری گزینیم. به بخشندگی و مهربانی او امید ببندیم و از آن سوء استفاده نکنیم. شکرگزار بخشایش او باشیم تا مشمول قهر او نشویم.

مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ

خدای بزرگ، فرمانروای روز جزا است. روز جزا، فرجام کار ماست. خدا ما را نسبت به رخداد این روز بزرگ هشدار می‌دهد. روز جزا، روزی است که پس از مرگمان در پیش رو داریم و بسیار به ما نزدیک است. روزی است که سرنوشت ما روشن می‌شود که آیا اهل نجات و بهشت خواهیم‌بود یا اهل هلاکت و دوزخ؟ خدای روزی‌دهنده ما و خدایی که به ما مهربانی‌های فراوان کرده، در روز جزا هموست که فرمانرواست و از ما بازخواست می‌کند که با روزی‌ای که به ما داده چه کردیم؟ پاسخ ما به مهربانی خدا چه بوده‌است؟ کسی غیر از خدا، در روز تعیین سرنوشت، قدرت نجات ما را ندارد. در این دنیا بایستی با نگرانی از عاقبت خود و خانواده‌مان، امانتدار روزی خدا و قدرشناس مهربانی خدا باشیم.

اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ

ما تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو کمک می‌خواهیم. راه نجات ما در روز جزا هم همین است. اگر به کسی غیر از تو ایمان داشته‌باشیم یا به کسی غیر از تو امید ببندیم یا به جای اینکه از تو کمک بخواهیم و مسیر مورد رضای تو را بپیماییم، از آفریدگانت کمک بگیریم و به آنها اعتماد کنیم و از آنها راهنمایی بجوییم، نمی‌توانیم بگوییم که تنها تو را پرستیده‌ایم و تنها از تو کمک خواسته‌ایم! اگر خدای بزرگ را به خدایی و فرمانروایی مطلق همه جهان باور داریم، می‌توانیم از غیر خدا قطع امید کنیم و تا جایی که قلبمان همراهی می‌کند به خدا تکیه و توکل کنیم آن هم نه از نوع شعاری بلکه عمیقا و واقعی! اینکه به خدا بگوییم تنها از تو کمک می‌خواهیم اما در عمل، پیش از اینکه بخواهیم به خدا توکل کنیم، همه جور محکم‌کاری کرده‌باشیم، این رویکرد، اعتماد کامل به خدا نیست و نوعی تمسخر خدا به شمار می‌آید. بایستی به گونه‌ای به خدا ایمان داشته‌باشیم که بتوانیم واقعا به او اعتماد کنیم و خیالمان از این اعتماد راحت باشد. بایستی رابطه و باور ما نسبت به خدا به شکلی باشد که تفاوتمان با کسانی که به خدا باور ندارند یا کم‌باورند ملموس باشد.

اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ

خدایا ما را در راه استوار به پیش بر! ما نیازمند دستگیری و راهنمایی تو هستیم. اگر از مسیر صحیح بندگی تو سر کج کنیم، اهل نجات و رستن از آتش دوزخ نخواهیم‌بود. از تو می‌خواهیم که ما را رها نکنی و در مسیر امنی قرار دهی که ما را به مقصد مطلوب برساند. راه‌های زیادی در اطراف ما وجود دارد و افراد زیادی به ما مشورت و راهنمایی می‌دهند، اما من می‌دانم که باید تنها راهنمایم را تو انتخاب کنم و تنها از تو راه درست زندگی را جویا شوم. تو راه درست زندگی را در قرآن به ما نشان داده‌ای و من باید بیشتر و بیشتر به کتاب تو مراجعه کنم و البته از تو کمک می‌خواهم که مرا در فهم درست آیات کتابت و عمل به آنها موفق سازی!

صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ

خدایا مرا به راهی بدار که راه کسانی است که به آنها نعمت داده‌ای نه آن کسانی که بر آنها خشم کرده‌ای و نه گمراهان. من باید از این نگران باشم که با وجود اینکه قرآن و نماز می‌خوانم، ممکن است از جمله کسانی باشم که خداوند بزرگ بر من خشم کرده یا جزء گمراهان باشم. چه کسانی هستند که با وجود نام مسلمانی، مورد خشم و عذاب خدا هستند؟ چه کسانی هستند که با وجود مسلمانی، گمراه هستند. گمراهی یعنی اینکه من راه درست را ندانم. آیا ممکن است راهی که من می‌پیمایم و گمان می‌کنم صحیح است، راه گمراهان باشد؟ آيات فراوانی در قرآن وجود دارد که خواندن و اندیشه کردن در آنها، ما را عمیقا نگران خواهدکرد که ای بسا ما جزء کسانی هستیم که خدا به آنها خشم کرده و ایشان را گمراه نامیده‌است، هرچند فکر کنیم که منظور از این کسان، افرادی غیر از ما هستند!

هر بار که این سوره را می‌خوانم، با توجه به رخدادهای جدیدی که برایم پیش آمده، می‌توانم به بعد جدیدی از معنای آیات آن توجه کنم و درس‌های آن را در مثال‌های جدیدی در زندگی‌ام جاری کنم. هر بار که این سوره را می‌خوانم، اگر از خدا بخواهم که مرا با این سوره تربیت کند، می‌توانم بهره متمایزی از آیات آن بگیرم. و البته همه به این شرط که تلاش کنم آنچه برایم روشن شده را به کار گیرم و حرمت کلام خدا را نگاه دارم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

به نام خداوند بخشنده و مهربان. خداوند بزرگ که هم به من و هم به همه مخلوقاتش می‌بخشد و روزی می‌دهد و همه ما را میهمان خود کرده‌است و او بر ما مهربان است. با نام او و با اجازه او و با اعتماد و تکیه بر او آغاز می‌کنم و این بهترین نوع آغاز است. نباید بدون یاد او کاری را آغاز کنم و باید در هر آغاز، یاد بخشندگی و مهربانی او باشم و تنها به او امید ببندم.

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

ستودن و بیان خوبی‌ها مخصوص خداوندی است که جهانیان را پرورش می‌دهد. هر خوبی در هر کجا و هر کسی هست، از خداست و اوست که آقا و صاحب اختیار همه ساکنان همه جهان‌هاست و آنها را به نیکویی پرورش و رشد داده‌است. ما هر خوبی که در خود یا دیگران یا حتی زمین و آسمان و گیاهان و حیوان‌ها می‌بینم، از خدا سرچشمه گرفته و با دیدن هر خوبی، بایستی یاد خدا کنیم و سپاسگزار او باشیم. او ما را با روزی خود و با امکاناتی که در اختیارمان قرار داده پرورش می‌دهد و از نوزادی تا خردسالی تا کودکی تا نوجوانی تا جوانی تا میانسالی تا سالخوردگی بزرگمان می‌کند و روح و جسم ما را میهمان نعمت‌های خود می‌سازد.

الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

او بخشنده است و او مهربان است. از او بخشندگی را بیاموزیم و به دیگران از آنچه او به ما بخشیده ببخشیم. مهربانی او را ارج نهیم و او را دوست بداریم و در مسیر مورد رضایت او قدم برداریم. دوستان او را دوست بداریم و از دشمنانش دوری گزینیم. به بخشندگی و مهربانی او امید ببندیم و از آن سوء استفاده نکنیم. شکرگزار بخشایش او باشیم تا مشمول قهر او نشویم.

مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ

خدای بزرگ، فرمانروای روز جزا است. روز جزا، فرجام کار ماست. خدا ما را نسبت به رخداد این روز بزرگ هشدار می‌دهد. روز جزا، روزی است که پس از مرگمان در پیش رو داریم و بسیار به ما نزدیک است. روزی است که سرنوشت ما روشن می‌شود که آیا اهل نجات و بهشت خواهیم‌بود یا اهل هلاکت و دوزخ؟ خدای روزی‌دهنده ما و خدایی که به ما مهربانی‌های فراوان کرده، در روز جزا هموست که فرمانرواست و از ما بازخواست می‌کند که با روزی‌ای که به ما داده چه کردیم؟ پاسخ ما به مهربانی خدا چه بوده‌است؟ کسی غیر از خدا، در روز تعیین سرنوشت، قدرت نجات ما را ندارد. در این دنیا بایستی با نگرانی از عاقبت خود و خانواده‌مان، امانتدار روزی خدا و قدرشناس مهربانی خدا باشیم.

اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ

ما تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو کمک می‌خواهیم. راه نجات ما در روز جزا هم همین است. اگر به کسی غیر از تو ایمان داشته‌باشیم یا به کسی غیر از تو امید ببندیم یا به جای اینکه از تو کمک بخواهیم و مسیر مورد رضای تو را بپیماییم، از آفریدگانت کمک بگیریم و به آنها اعتماد کنیم و از آنها راهنمایی بجوییم، نمی‌توانیم بگوییم که تنها تو را پرستیده‌ایم و تنها از تو کمک خواسته‌ایم! اگر خدای بزرگ را به خدایی و فرمانروایی مطلق همه جهان باور داریم، می‌توانیم از غیر خدا قطع امید کنیم و تا جایی که قلبمان همراهی می‌کند به خدا تکیه و توکل کنیم آن هم نه از نوع شعاری بلکه عمیقا و واقعی! اینکه به خدا بگوییم تنها از تو کمک می‌خواهیم اما در عمل، پیش از اینکه بخواهیم به خدا توکل کنیم، همه جور محکم‌کاری کرده‌باشیم، این رویکرد، اعتماد کامل به خدا نیست و نوعی تمسخر خدا به شمار می‌آید. بایستی به گونه‌ای به خدا ایمان داشته‌باشیم که بتوانیم واقعا به او اعتماد کنیم و خیالمان از این اعتماد راحت باشد. بایستی رابطه و باور ما نسبت به خدا به شکلی باشد که تفاوتمان با کسانی که به خدا باور ندارند یا کم‌باورند ملموس باشد.

اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ

خدایا ما را در راه استوار به پیش بر! ما نیازمند دستگیری و راهنمایی تو هستیم. اگر از مسیر صحیح بندگی تو سر کج کنیم، اهل نجات و رستن از آتش دوزخ نخواهیم‌بود. از تو می‌خواهیم که ما را رها نکنی و در مسیر امنی قرار دهی که ما را به مقصد مطلوب برساند. راه‌های زیادی در اطراف ما وجود دارد و افراد زیادی به ما مشورت و راهنمایی می‌دهند، اما من می‌دانم که باید تنها راهنمایم را تو انتخاب کنم و تنها از تو راه درست زندگی را جویا شوم. تو راه درست زندگی را در قرآن به ما نشان داده‌ای و من باید بیشتر و بیشتر به کتاب تو مراجعه کنم و البته از تو کمک می‌خواهم که مرا در فهم درست آیات کتابت و عمل به آنها موفق سازی!

صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ

خدایا مرا به راهی بدار که راه کسانی است که به آنها نعمت داده‌ای نه آن کسانی که بر آنها خشم کرده‌ای و نه گمراهان. من باید از این نگران باشم که با وجود اینکه قرآن و نماز می‌خوانم، ممکن است از جمله کسانی باشم که خداوند بزرگ بر من خشم کرده یا جزء گمراهان باشم. چه کسانی هستند که با وجود نام مسلمانی، مورد خشم و عذاب خدا هستند؟ چه کسانی هستند که با وجود مسلمانی، گمراه هستند. گمراهی یعنی اینکه من راه درست را ندانم. آیا ممکن است راهی که من می‌پیمایم و گمان می‌کنم صحیح است، راه گمراهان باشد؟ آيات فراوانی در قرآن وجود دارد که خواندن و اندیشه کردن در آنها، ما را عمیقا نگران خواهدکرد که ای بسا ما جزء کسانی هستیم که خدا به آنها خشم کرده و ایشان را گمراه نامیده‌است، هرچند فکر کنیم که منظور از این کسان، افرادی غیر از ما هستند!

هر بار که این سوره را می‌خوانم، با توجه به رخدادهای جدیدی که برایم پیش آمده، می‌توانم به بعد جدیدی از معنای آیات آن توجه کنم و درس‌های آن را در مثال‌های جدیدی در زندگی‌ام جاری کنم. هر بار که این سوره را می‌خوانم، اگر از خدا بخواهم که مرا با این سوره تربیت کند، می‌توانم بهره متمایزی از آیات آن بگیرم. و البته همه به این شرط که تلاش کنم آنچه برایم روشن شده را به کار گیرم و حرمت کلام خدا را نگاه دارم.

ما با قرآن چه می‌کنیم؟!

قرآن کتابی است که خداوند بزرگ برای هدایت ما بر پیامبرمان فروفرستاده و ما بایستی از آن برای زندگی صحیح خود درس بگیریم.

آیا ما قرآن را واقعا در این جایگاه می‌دانیم؟

تا به حال یک بار همه قرآن را با توجه به معنی آن خوانده‌ایم؟

آیا پاسخ پرسش‌های خود را از آیات قرآن می‌جوییم؟

آیا زندگی خود را با آیات قرآن و مثال‌هایی که خداوند بزرگ در قرآن بیان کرده و سرگذشتی که از پیشینیان نقل فرموده، مقایسه می‌کنیم و کژی‌هایش را اصلاح می‌نماییم؟

آیا همان قدر که از سخن و تجربه مردم عادی یا حتی متخصصین بشر در رشته‌ها و زمینه‌های مختلف استفاده می‌کنیم، به قرآن هم مراجعه می‌کنیم؟

آیا همان قدر که مشتاق و پیگیر سخنان افراد سرشناس یا آنهایی که موفق یا جذابشان می‌دانیم هستیم، علاقمند به مطالعه قرآن هستیم؟

چند ساعت در روز صرف مشاهده یا شنیدن سخنان غیر خدا می‌کنیم و چند ساعت در روز به سخنان خدا در قرآن گوش می‌سپاریم؟

قرآن در منزل ما چقدر مورد مراجعه برای راهنمایی روزانه است؟ یا صرفا به عنوان یک کتاب مقدس در جای مخصوصی قرار دارد؟

وقتی قرآن می‌خوانیم، آیا سخن خدا را می‌فهمیم یا فقط روخوانی می‌کنیم و برای ثوابش قرائت می‌کنیم؟

چقدر برای فهم سخن خدا، حاضر به سرمایه‌گذاری وقتی شده‌ایم تا زبان کلام خدا یا همان عربی قرآنی را بیاموزیم؟

روش بهره‌مندی از تعالیم قرآن برای یک مسلمان عادی چیست؟

وقتی قرآن می‌خوانیم، آیا به محتوای آن به عنوان یک متن مقدس و نوعی ورد و رمز نگاه می‌کنیم یا جویای راهکار برای زندگی خداپسندانه از دل آیات آن هستیم؟

ارتباط ما با قرآن آیا صرفا این است که بدون وضو به آن دست نزنیم، سوره‌های کوتاه آن را خودمان یا کودکانمان حفظ کنیم، به آن تبرک جوییم و به آن قسم بخوریم، یا متن پرمراجعه‌ای برای ماست که از آن راهکار خوشبختی بجوییم و به آن عمل کنیم؟

آیات

كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُواْ ءَايَاتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُوْلُواْ الْأَلْبَاب (ص ۲۹)
اين كتاب پربركتی است كه به سوی تو نازل كرديم تا آياتش را تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند.
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها (محمد ۲۴)
آیا درباره سرانجام سخنان خدا نمی‌اندیشند یا بر دل‌هایی قفل‌های خاص آنها خورده‌است؟!
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِر (قمر ۱۷)
و يقيناً ما قرآن را براى یادآوری آسان كرديم، پس آيا به‌یادآورنده‌‏اى هست؟

وقت عمل

امام صادق فرمود: قرآن پیمان خدا با آفریدگانش است، پس سزاوار است که شخص مسلمان در پیمان او بنگرد و هر روز پنجاه آیه از آن را بخواند.

و باز فرمود: تاجر شما را که در بازارش سرگرم تجارت است چه مانع است از اینکه چون به خانه‌اش بازگردد نخوابد تا سوره‌ای از قرآن بخواند و در نتیجه به جای هر آیه‌ای که می‌خواند ده حسنه برایش نوشته‌شود و ده گناه او پاک گردد؟

ما با قرآن چه می‌کنیم؟!

قرآن کتابی است که خداوند بزرگ برای هدایت ما بر پیامبرمان فروفرستاده و ما بایستی از آن برای زندگی صحیح خود درس بگیریم.

آیا ما قرآن را واقعا در این جایگاه می‌دانیم؟

تا به حال یک بار همه قرآن را با توجه به معنی آن خوانده‌ایم؟

آیا پاسخ پرسش‌های خود را از آیات قرآن می‌جوییم؟

آیا زندگی خود را با آیات قرآن و مثال‌هایی که خداوند بزرگ در قرآن بیان کرده و سرگذشتی که از پیشینیان نقل فرموده، مقایسه می‌کنیم و کژی‌هایش را اصلاح می‌نماییم؟

آیا همان قدر که از سخن و تجربه مردم عادی یا حتی متخصصین بشر در رشته‌ها و زمینه‌های مختلف استفاده می‌کنیم، به قرآن هم مراجعه می‌کنیم؟

آیا همان قدر که مشتاق و پیگیر سخنان افراد سرشناس یا آنهایی که موفق یا جذابشان می‌دانیم هستیم، علاقمند به مطالعه قرآن هستیم؟

چند ساعت در روز صرف مشاهده یا شنیدن سخنان غیر خدا می‌کنیم و چند ساعت در روز به سخنان خدا در قرآن گوش می‌سپاریم؟

قرآن در منزل ما چقدر مورد مراجعه برای راهنمایی روزانه است؟ یا صرفا به عنوان یک کتاب مقدس در جای مخصوصی قرار دارد؟

وقتی قرآن می‌خوانیم، آیا سخن خدا را می‌فهمیم یا فقط روخوانی می‌کنیم و برای ثوابش قرائت می‌کنیم؟

چقدر برای فهم سخن خدا، حاضر به سرمایه‌گذاری وقتی شده‌ایم تا زبان کلام خدا یا همان عربی قرآنی را بیاموزیم؟

روش بهره‌مندی از تعالیم قرآن برای یک مسلمان عادی چیست؟

وقتی قرآن می‌خوانیم، آیا به محتوای آن به عنوان یک متن مقدس و نوعی ورد و رمز نگاه می‌کنیم یا جویای راهکار برای زندگی خداپسندانه از دل آیات آن هستیم؟

ارتباط ما با قرآن آیا صرفا این است که بدون وضو به آن دست نزنیم، سوره‌های کوتاه آن را خودمان یا کودکانمان حفظ کنیم، به آن تبرک جوییم و به آن قسم بخوریم، یا متن پرمراجعه‌ای برای ماست که از آن راهکار خوشبختی بجوییم و به آن عمل کنیم؟

آیات

كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُواْ ءَايَاتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُوْلُواْ الْأَلْبَاب (ص ۲۹)
اين كتاب پربركتی است كه به سوی تو نازل كرديم تا آياتش را تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند.
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها (محمد ۲۴)
آیا درباره سرانجام سخنان خدا نمی‌اندیشند یا بر دل‌هایی قفل‌های خاص آنها خورده‌است؟!
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِر (قمر ۱۷)
و يقيناً ما قرآن را براى یادآوری آسان كرديم، پس آيا به‌یادآورنده‌‏اى هست؟

وقت عمل

امام صادق فرمود: قرآن پیمان خدا با آفریدگانش است، پس سزاوار است که شخص مسلمان در پیمان او بنگرد و هر روز پنجاه آیه از آن را بخواند.

و باز فرمود: تاجر شما را که در بازارش سرگرم تجارت است چه مانع است از اینکه چون به خانه‌اش بازگردد نخوابد تا سوره‌ای از قرآن بخواند و در نتیجه به جای هر آیه‌ای که می‌خواند ده حسنه برایش نوشته‌شود و ده گناه او پاک گردد؟

کتاب راهنمای زندگی

هرکسی که با پرهیزکاری و هدایتجویی آیات قرآن را بخواند و معنای آن را درک کند و در آن تدبر و اندیشه نماید، آن را راهنمای لحظه لحظه زندگی خود و نزدیک شدن به خداوند و سعادت در دنیا و آخرت می‌یابد.

خداوند مهربان، در قرآن، به شیوه‌های متنوعی به تربیت ما پرداخته‌است. یکی از این شیوه‌ها، نقل داستان زندگی پیامبران پیشین و امت‌هایشان و دعوت ما به پندگیری از سرنوشت آنهاست. در این ماجراها، هم مؤمنانی حضور داشته‌اند که خداوند را باور کرده، زندگی خود را مطابق رضایت او شکل داده‌اند و هم کافرانی بوده‌اند که خداهای دست‌ساز خود را پرستیده و برای آفریننده و روزی‌دهنده خود حرمت و سپاسی نگزارده‌اند. اگر زندگی امروز خود را با زندگی آن روز ایشان مقایسه کنیم، شباهت‌های فراوانی می‌بینیم و بر همین اساس می‌توانیم توقع داشته‌باشیم که سرنوشتی شبیه آنها داشته‌باشیم.

اگرچه باور به خداوند و توجه به او و نشانه‌ها و نعمت‌های فراوان او و اعتماد به او و دوری از شیطان و خواسته‌های نادرست نفس، از شاکله‌های اصلی تربیت خداوند در قرآن است، اما در کنار آن، بسیاری از جزئیات مرتبط به سبک زندگی ما هم مورد توجه و توضیح خداوند قرار گرفته‌است. انسان موجودی بسیار پیچیده با ابعاد گسترده و تودرتو است و تنها خالق اوست که می‌تواند راهنمای او در جهانی باشد که خود آفریده و در آن مخلوقات دیگرش را ساکن گردانیده و سرای واپسین را هم فرجام عمل در این جهان قرار داده. بنابراین روشن و عقلانی است که کتاب هدایتش، دربردارنده رمز و راز زندگی سعادتبخش باشد.

خداوند بزرگ در قرآن نظام جهان را به شکلی برای ما توصیف می‌کند که گویی خود او در تک تک رخدادها نقش دارد و همه چیز به امر او و توسط فرشتگان او انجام می‌شود. او از باد و باران و امواج دریا یاد می‌کند و به ما تذکر می‌دهد که هر درخت و میوه و چهارپایی که آفریده، نعمتی است از سوی او بر ما، تا به‌خوبی از آن استفاده کنیم و قدردان آن باشیم. او از آب به عنوان مایه پاکیزگی و از عسل به عنوان داروی شفابخش نام برده و ما را از خوردن برخی خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها نهی کرده تا از گزند آنها در امان باشیم.

امروز، بشر برای موفقیت در کسب و کار، نظریات و تجربیاتی را گرد آورده و در تلاش برای به‌کارگیری و گسترش آنهاست. با وجود نتیجه‌بخشی بعضی از این راهکارها، اما جالب است که خداوند در کتاب خود، در بیان راز و رمزهای موفقیت برای جلب رزق و روزی و بهره‌مندی بابرکت از آن، رویکرد متفاوتی دارد. او از انسان‌ها خواسته تا به هم کمک کنند تا مالشان را بیافزاید. او ربا را مایه تباهی مال و جانشان قرار داده و خبر داده که اموال به‌دست‌آمده از ربا را از بین خواهدبرد. از آنها خواسته تا معاملات خود را مکتوب کنند و بر آن گواه گیرند، کم نفروشند، اسراف نکنند، انصاف داشته‌باشند و چشم به برکت خداوند بدوزند.

قرآن به چگونگی روابط بین انسان‌ها هم پرداخته، هم درباره وظایف و حقوق بین پدر و مادر و فرزندان سخن گفته، هم جایگاه و چارچوب ارتباط همسران نسبت به یکدیگر را توضیح داده و هم درباره آداب معاشرت و روابط اجتماعی بین مردم راهنمایی کرده‌است. مجموعه سرشار از توصیه‌های خداوند در قرآن برای روابط خوب بین انسان‌ها، معمولا مورد توجه ما نیست و ای بسا به جای مراجعه به آنها، در هنگام بروز مشکلات، به هر جا و هر کسی غیر از این کتاب راهنما مراجعه می‌کنیم و از راهکارهای خدایی غافل می‌مانیم.

راهکار درمان بسیاری از آسیب‌های اجتماعی ما در قرآن نهفته‌است. انفاق و بخشش به مستمندان و گرفتاران و وعده خداوند به جبران آن، یکی از این راهکارهاست که خداوند در آیات قرآن، هم در قالب داستان، هم مثال، هم حکم و فرمان، به ریزه‌کاری‌های آن پرداخته و وعده‌های صریح و جانانه برای دستگیری و حمایت از نیکوکاران داده‌است. توصیه‌های مکرر و متنوع در موضوع رسیدگی به یتیمان، مثال دیگری از توجه خداوند به آسیب‌های اجتماعی و انتظار او از رفتار محبت‌آمیز بین انسان‌ها است.

آری، خواندن با توجه و تدبر قرآن، انس و همراهی دلنشینی با خداوند فراهم می‌کند که درمان همه دردهاست. وقتی که مشکلی در زندگی به ما فشار می‌آورد، وقتی که عزیزی را از دست می‌دهیم، وقتی که دردی داریم، وقتی که حیران و سرگشته هستیم، وقتی که مضطرب و نگرانیم، آن گاه که آیات قرآن را می‌خوانیم، و می‌بینیم که خداوند به ما می‌فرماید که از رگ گردنمان به ما نزدیکتر است، به ما می‌فرماید که همراه دشواری، آسودگی خواهدبود، از ما می‌خواهد که فقط به خودش تکیه کنیم و به این تکیه‌گاه مطمئن باشیم، آرامشی ما را فرا می‌گیرد که شبیه هیچ آرام‌بخشی نیست!

وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ‏ (انعام ۱۵۵)

و این کتابی است که فرو فرستادیم، برکت‌یافته است، پس از آن پیروی کنید و پرهیزکار باشید، باشد که مورد مهر خداوند قرار گیرید!

معرفی کتاب


فرهنگنامه سوره‌های قرآن
نوشته آقای غلامرضا حیدری ابهری

این کتاب، یک دوره معرفی سوره‌های قرآن به زبان ساده است. این اثر از ۱۱۴ قسمت تشکیل شده که هر قسمت به یک سوره اختصاص دارد. در هر قسمت، ضمن معرفی اجمالی از سوره، به طور خلاصه گزارشی از محتوای سوره ارائه می‌شود و سپس چند نکته خواندنی از هر سوره می‌آيد.

مجموعه این نکات به گونه‌ای تنظیم شده که با خواندن آنها، می‌توان با بسیاری از موضوعات مطرح‌شده در قرآن آشنا شد.

کتاب راهنمای زندگی

هرکسی که با پرهیزکاری و هدایتجویی آیات قرآن را بخواند و معنای آن را درک کند و در آن تدبر و اندیشه نماید، آن را راهنمای لحظه لحظه زندگی خود و نزدیک شدن به خداوند و سعادت در دنیا و آخرت می‌یابد.

خداوند مهربان، در قرآن، به شیوه‌های متنوعی به تربیت ما پرداخته‌است. یکی از این شیوه‌ها، نقل داستان زندگی پیامبران پیشین و امت‌هایشان و دعوت ما به پندگیری از سرنوشت آنهاست. در این ماجراها، هم مؤمنانی حضور داشته‌اند که خداوند را باور کرده، زندگی خود را مطابق رضایت او شکل داده‌اند و هم کافرانی بوده‌اند که خداهای دست‌ساز خود را پرستیده و برای آفریننده و روزی‌دهنده خود حرمت و سپاسی نگزارده‌اند. اگر زندگی امروز خود را با زندگی آن روز ایشان مقایسه کنیم، شباهت‌های فراوانی می‌بینیم و بر همین اساس می‌توانیم توقع داشته‌باشیم که سرنوشتی شبیه آنها داشته‌باشیم.

اگرچه باور به خداوند و توجه به او و نشانه‌ها و نعمت‌های فراوان او و اعتماد به او و دوری از شیطان و خواسته‌های نادرست نفس، از شاکله‌های اصلی تربیت خداوند در قرآن است، اما در کنار آن، بسیاری از جزئیات مرتبط به سبک زندگی ما هم مورد توجه و توضیح خداوند قرار گرفته‌است. انسان موجودی بسیار پیچیده با ابعاد گسترده و تودرتو است و تنها خالق اوست که می‌تواند راهنمای او در جهانی باشد که خود آفریده و در آن مخلوقات دیگرش را ساکن گردانیده و سرای واپسین را هم فرجام عمل در این جهان قرار داده. بنابراین روشن و عقلانی است که کتاب هدایتش، دربردارنده رمز و راز زندگی سعادتبخش باشد.

خداوند بزرگ در قرآن نظام جهان را به شکلی برای ما توصیف می‌کند که گویی خود او در تک تک رخدادها نقش دارد و همه چیز به امر او و توسط فرشتگان او انجام می‌شود. او از باد و باران و امواج دریا یاد می‌کند و به ما تذکر می‌دهد که هر درخت و میوه و چهارپایی که آفریده، نعمتی است از سوی او بر ما، تا به‌خوبی از آن استفاده کنیم و قدردان آن باشیم. او از آب به عنوان مایه پاکیزگی و از عسل به عنوان داروی شفابخش نام برده و ما را از خوردن برخی خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها نهی کرده تا از گزند آنها در امان باشیم.

امروز، بشر برای موفقیت در کسب و کار، نظریات و تجربیاتی را گرد آورده و در تلاش برای به‌کارگیری و گسترش آنهاست. با وجود نتیجه‌بخشی بعضی از این راهکارها، اما جالب است که خداوند در کتاب خود، در بیان راز و رمزهای موفقیت برای جلب رزق و روزی و بهره‌مندی بابرکت از آن، رویکرد متفاوتی دارد. او از انسان‌ها خواسته تا به هم کمک کنند تا مالشان را بیافزاید. او ربا را مایه تباهی مال و جانشان قرار داده و خبر داده که اموال به‌دست‌آمده از ربا را از بین خواهدبرد. از آنها خواسته تا معاملات خود را مکتوب کنند و بر آن گواه گیرند، کم نفروشند، اسراف نکنند، انصاف داشته‌باشند و چشم به برکت خداوند بدوزند.

قرآن به چگونگی روابط بین انسان‌ها هم پرداخته، هم درباره وظایف و حقوق بین پدر و مادر و فرزندان سخن گفته، هم جایگاه و چارچوب ارتباط همسران نسبت به یکدیگر را توضیح داده و هم درباره آداب معاشرت و روابط اجتماعی بین مردم راهنمایی کرده‌است. مجموعه سرشار از توصیه‌های خداوند در قرآن برای روابط خوب بین انسان‌ها، معمولا مورد توجه ما نیست و ای بسا به جای مراجعه به آنها، در هنگام بروز مشکلات، به هر جا و هر کسی غیر از این کتاب راهنما مراجعه می‌کنیم و از راهکارهای خدایی غافل می‌مانیم.

راهکار درمان بسیاری از آسیب‌های اجتماعی ما در قرآن نهفته‌است. انفاق و بخشش به مستمندان و گرفتاران و وعده خداوند به جبران آن، یکی از این راهکارهاست که خداوند در آیات قرآن، هم در قالب داستان، هم مثال، هم حکم و فرمان، به ریزه‌کاری‌های آن پرداخته و وعده‌های صریح و جانانه برای دستگیری و حمایت از نیکوکاران داده‌است. توصیه‌های مکرر و متنوع در موضوع رسیدگی به یتیمان، مثال دیگری از توجه خداوند به آسیب‌های اجتماعی و انتظار او از رفتار محبت‌آمیز بین انسان‌ها است.

آری، خواندن با توجه و تدبر قرآن، انس و همراهی دلنشینی با خداوند فراهم می‌کند که درمان همه دردهاست. وقتی که مشکلی در زندگی به ما فشار می‌آورد، وقتی که عزیزی را از دست می‌دهیم، وقتی که دردی داریم، وقتی که حیران و سرگشته هستیم، وقتی که مضطرب و نگرانیم، آن گاه که آیات قرآن را می‌خوانیم، و می‌بینیم که خداوند به ما می‌فرماید که از رگ گردنمان به ما نزدیکتر است، به ما می‌فرماید که همراه دشواری، آسودگی خواهدبود، از ما می‌خواهد که فقط به خودش تکیه کنیم و به این تکیه‌گاه مطمئن باشیم، آرامشی ما را فرا می‌گیرد که شبیه هیچ آرام‌بخشی نیست!

وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ‏ (انعام ۱۵۵)

و این کتابی است که فرو فرستادیم، برکت‌یافته است، پس از آن پیروی کنید و پرهیزکار باشید، باشد که مورد مهر خداوند قرار گیرید!

معرفی کتاب


فرهنگنامه سوره‌های قرآن
نوشته آقای غلامرضا حیدری ابهری

این کتاب، یک دوره معرفی سوره‌های قرآن به زبان ساده است. این اثر از ۱۱۴ قسمت تشکیل شده که هر قسمت به یک سوره اختصاص دارد. در هر قسمت، ضمن معرفی اجمالی از سوره، به طور خلاصه گزارشی از محتوای سوره ارائه می‌شود و سپس چند نکته خواندنی از هر سوره می‌آيد.

مجموعه این نکات به گونه‌ای تنظیم شده که با خواندن آنها، می‌توان با بسیاری از موضوعات مطرح‌شده در قرآن آشنا شد.

بیاندیشیم

چگونه می‌شود کتابی با عمر بیش از هزار سال برای بشر امروز همچنان بهترین کتاب باشد؟

الگوی زندگی

یکی از همنشینان پیامبر بر ایشان وارد شد و گفت: ای فرستاده خدا! من خانواده‌ای دارم که به آنها نیکی می‌کنم ولی آنها در برابر با من بدی می‌کنند، و با آنها پیوند برقرار می‌کنم اما آنها از من می‌برند. پیامبر فرمود: ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ. (بدی دیگران را) با بهترین روش دور ساز، که ناگاه آن کسی که میان تو و او دشمنی‌ای است (چنان تغییر می‌کند که) گویی دوستی گرم و صمیمی است. وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ‏ و این منش را دارا نمی‌شوند مگر کسانی که شکیبایی کرده‌اند و آن خوی را نمی‌یابند مگر آنان که بهره بزرگی (از ایمان) برده‌اند. (فصلت ۳۴ و ۳۵) 

بیاندیشیم

چگونه می‌شود کتابی با عمر بیش از هزار سال برای بشر امروز همچنان بهترین کتاب باشد؟

الگوی زندگی

یکی از همنشینان پیامبر بر ایشان وارد شد و گفت: ای فرستاده خدا! من خانواده‌ای دارم که به آنها نیکی می‌کنم ولی آنها در برابر با من بدی می‌کنند، و با آنها پیوند برقرار می‌کنم اما آنها از من می‌برند. پیامبر فرمود: ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ. (بدی دیگران را) با بهترین روش دور ساز، که ناگاه آن کسی که میان تو و او دشمنی‌ای است (چنان تغییر می‌کند که) گویی دوستی گرم و صمیمی است. وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ‏ و این منش را دارا نمی‌شوند مگر کسانی که شکیبایی کرده‌اند و آن خوی را نمی‌یابند مگر آنان که بهره بزرگی (از ایمان) برده‌اند. (فصلت ۳۴ و ۳۵) 

بیاندیشیم

تلاش کنیم آیات زیر را با دقت مطالعه کنیم و ببینیم آیا راهنمایی‌های آنها در زندگی جاری ما کاربرد دارد؟

۱- فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِه‏ (عبس ۲۴) (پس سزاوار است که انسان به آنچه می‌خورد بنگرد!)

۲- وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفين‏ (مطففين ۱) (هلاکت و گرفتاری برای کم‌فروشان است.)

۳- وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏ * وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى‏ * فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‏ (لیل ۸ تا ۱۰) (و اما آن که بخل ورزید و اظهار بی‌نیازی کرد – و پاداش نیک را دروغ انگاشت – پس به‌زودی او را برای شرایطی دشوار آماده می‌کنیم.)

۴- فَأَمَّا الْيَتيمَ فَلا تَقْهَرْ * وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ * وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ (ضحی ۹ تا ۱۱) (پس یتیم را خوار و رانده مساز – و درخواست‌کننده را به بانگ قهر مران – و از نعمت پروردگارت سخن بگو!)

۵- فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً (شرح ۵ و ۶) (همانا همراه سختی و تنگنا، آسایش و آسودگی هم هست. همراه دشواری و تنگدستی، آسانی و توانگری هم هست.)

۶- إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ * إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ (عصر ۲ و ۳) (آدمی سخت در زیان است – مگر آنان که به خدا ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به صبر توصیه کردند.)

۷- وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ (همزه ۱) (وای بر هر عیب‌جوی طعنه‌زن!)

موردکاوی: درمان دردهای درونی

بسیاری از بیماری‌های امروز، ریشه در ناآرامی درون دارد. قرآن، با یادآوری خداوند و قدرت و مهربانی او برای ما، بهترین تسکین و درمان برای اضطراب و افسردگی انسان امروز است تا به جای پناه بردن به مسکن‌های ناسالم، دل را با یاد و اعتماد به خدا آرام کند و این آرامش و ایمان، به همه اعضاء و جوارح بدن سرایت یابد و نگرانی و ناتوانی و تردید و خمودگی را از انسان دور سازد.

بیاندیشیم

تلاش کنیم آیات زیر را با دقت مطالعه کنیم و ببینیم آیا راهنمایی‌های آنها در زندگی جاری ما کاربرد دارد؟

۱- فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِه‏ (عبس ۲۴) (پس سزاوار است که انسان به آنچه می‌خورد بنگرد!)

۲- وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفين‏ (مطففين ۱) (هلاکت و گرفتاری برای کم‌فروشان است.)

۳- وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏ * وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى‏ * فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‏ (لیل ۸ تا ۱۰) (و اما آن که بخل ورزید و اظهار بی‌نیازی کرد – و پاداش نیک را دروغ انگاشت – پس به‌زودی او را برای شرایطی دشوار آماده می‌کنیم.)

۴- فَأَمَّا الْيَتيمَ فَلا تَقْهَرْ * وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ * وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ (ضحی ۹ تا ۱۱) (پس یتیم را خوار و رانده مساز – و درخواست‌کننده را به بانگ قهر مران – و از نعمت پروردگارت سخن بگو!)

۵- فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً (شرح ۵ و ۶) (همانا همراه سختی و تنگنا، آسایش و آسودگی هم هست. همراه دشواری و تنگدستی، آسانی و توانگری هم هست.)

۶- إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ * إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ (عصر ۲ و ۳) (آدمی سخت در زیان است – مگر آنان که به خدا ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به صبر توصیه کردند.)

۷- وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ (همزه ۱) (وای بر هر عیب‌جوی طعنه‌زن!)

موردکاوی: درمان دردهای درونی

بسیاری از بیماری‌های امروز، ریشه در ناآرامی درون دارد. قرآن، با یادآوری خداوند و قدرت و مهربانی او برای ما، بهترین تسکین و درمان برای اضطراب و افسردگی انسان امروز است تا به جای پناه بردن به مسکن‌های ناسالم، دل را با یاد و اعتماد به خدا آرام کند و این آرامش و ایمان، به همه اعضاء و جوارح بدن سرایت یابد و نگرانی و ناتوانی و تردید و خمودگی را از انسان دور سازد.

قرآن، کتاب تدبر و تذکر

خداوند بزرگ و مهربان می‌داند که ما به دستگیری او نیازمندیم و به همین منظور، قرآن را برای راهنمایی ما قرار داده‌است. او ما را به حضور خود دعوت کرده و با ما سخن می‌گوید. هر بار که در این جلسه با خدا شرکت می‌کنیم، بایستی لحظات آن را ارج نهیم و از آن بیشترین بهره‌مندی را بجوییم.

خداوند بزرگ می‌فرماید:

فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْءَانَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم (نحل ۹۸)

پس هنگامى كه قرآن می‏خوانى از شيطان رانده‌شده به خدا پناه ببر.

وَ إِذَا قُرِئَ الْقُرْءَانُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَ أَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (اعراف ۲۰۴)

هنگامى كه قرآن خوانده‌می‌شود به آن گوش فرا دهيد و سكوت كنيد؛ باشد که مورد رحمت خدا قرار گیرید.

امام صادق در توضیح آیه الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَ‏ تِلاوَتِهِ (بقره ۱۲۱) (کسانی که کتاب را به آنها دادیم و آن را به شکل شایسته‌اش می‌خوانند) می‌فرمایند:

آيات آن را شمرده و با متانت می‌خوانند و تلاش می‌کنند عمق معناى آن را دریابند و به حكم‌های آن عمل می‌كنند. به وعده‌هاى آن اميدوارند و از وعيدهاى آن می‌ترسند. از قصّه‌هاى آن عبرت می‌گيرند. اوامر آن را می‌پذيرند و از آنچه نهیشان کرده دوری می‌جویند. به خدا قسم مراد از تلاوت شایسته، حفظ آيات آن و درس تجوید و خواندن با صوت و لحن سوره‌هاى آن و تعلیم بخش بخش قرآن نیست. از قرآن، ظاهر زیبایش را حفظ کردند و اصل چارچوب (هدایتگری) آن را ویران ساختند. منظور از تلاوت شایسته تنها تفکر کردن و نگریستن در عاقبت و نتیجه آيات آن و عمل کردن به دستورهای آن است. خدای بلندمرتبه می‌فرمايد: كتابى است که به سوى تو نازل كرديم که داراى بركت است تا در آيات آن دقیق شوند و از آن پیروی كنند. (مجموعه ورام ج ۲ ص ۲۳۶)

امام سجاد می‌فرمود: آیات قرآن گنجینه‌هایی است، پس هر گاه گنجینه‌ای را گشودی سزاوار است که به آنچه در آن است نظر افکنی. (کافی ج ۲ ص ۶۰۹)

قرآن، کتاب تدبر و تذکر

خداوند بزرگ و مهربان می‌داند که ما به دستگیری او نیازمندیم و به همین منظور، قرآن را برای راهنمایی ما قرار داده‌است. او ما را به حضور خود دعوت کرده و با ما سخن می‌گوید. هر بار که در این جلسه با خدا شرکت می‌کنیم، بایستی لحظات آن را ارج نهیم و از آن بیشترین بهره‌مندی را بجوییم.

خداوند بزرگ می‌فرماید:

فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْءَانَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم (نحل ۹۸)

پس هنگامى كه قرآن می‏خوانى از شيطان رانده‌شده به خدا پناه ببر.

وَ إِذَا قُرِئَ الْقُرْءَانُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَ أَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (اعراف ۲۰۴)

هنگامى كه قرآن خوانده‌می‌شود به آن گوش فرا دهيد و سكوت كنيد؛ باشد که مورد رحمت خدا قرار گیرید.

امام صادق در توضیح آیه الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَ‏ تِلاوَتِهِ (بقره ۱۲۱) (کسانی که کتاب را به آنها دادیم و آن را به شکل شایسته‌اش می‌خوانند) می‌فرمایند:

آيات آن را شمرده و با متانت می‌خوانند و تلاش می‌کنند عمق معناى آن را دریابند و به حكم‌های آن عمل می‌كنند. به وعده‌هاى آن اميدوارند و از وعيدهاى آن می‌ترسند. از قصّه‌هاى آن عبرت می‌گيرند. اوامر آن را می‌پذيرند و از آنچه نهیشان کرده دوری می‌جویند. به خدا قسم مراد از تلاوت شایسته، حفظ آيات آن و درس تجوید و خواندن با صوت و لحن سوره‌هاى آن و تعلیم بخش بخش قرآن نیست. از قرآن، ظاهر زیبایش را حفظ کردند و اصل چارچوب (هدایتگری) آن را ویران ساختند. منظور از تلاوت شایسته تنها تفکر کردن و نگریستن در عاقبت و نتیجه آيات آن و عمل کردن به دستورهای آن است. خدای بلندمرتبه می‌فرمايد: كتابى است که به سوى تو نازل كرديم که داراى بركت است تا در آيات آن دقیق شوند و از آن پیروی كنند. (مجموعه ورام ج ۲ ص ۲۳۶)

امام سجاد می‌فرمود: آیات قرآن گنجینه‌هایی است، پس هر گاه گنجینه‌ای را گشودی سزاوار است که به آنچه در آن است نظر افکنی. (کافی ج ۲ ص ۶۰۹)

سخن خداوند چگونه است؟

خداوند، سلطان و مالک و خالق همه جهانیان، با فروفرستادن قرآن، این فرصت را به انسان داد تا بتواند مخاطب سخنش باشد، کلامش را بشنود و در زندگی‌اش به کار گیرد. کلام خداوند، آیات آشکاری است که شفای درد دل‌هاست، موعظه‌ای از جانب پروردگار است که با نقل داستان گذشتگان و آوردن مثال‌ها و تذکرها، به راهنمایی انسان در مسیر زندگی او می‌پردازد. مراجعه به قرآن برای اموری که مردم در آن با هم اختلاف نظر دارند موجب رفع اختلاف می‌شود و آیات آن روشنگر برای همه چیز از نیازهای انسان برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت است. خداوند در قرآن با مژده‌دهی به بهشت و خوشبختی و بیم دادن از دوزخ و تیره‌بختی به تربیت انسان می‌پردازد و رمز هدایتگری قرآن را در عمل به آن و پرهیزکاری نهاده‌است. (مطالعه بیشتر)

سخن خداوند بزرگ شبیه سخن انسان نیست. راه بهره‌مندی از سخن خدا نیز مانند راه آموزش بشری نیست. اگر بخواهیم با آیات نورانی قرآن قلبمان را روشن کنیم، جانمان را شیرین سازیم، از اضطراب و اندوه و افسردگی دور شویم، و از زندگی کم‌بهای این دنیا کنده شویم و به عالم دیگری ورای این دنیا پا نهیم، باید خدا و سخن او را جدی بگیریم، با قصد عمل و پیروی و ایمان و پرهیزکاری به سوی کلامش برویم؛ باید مشتاق باشیم و در کلمه کلمه کلام او ژرف بنگریم، و در همان حال، خدا را بر حال خود نظاره‌گر و آگاه بدانیم و از او تمنای دستگیری کنیم.
راه بهره‌مندی از سخن خدا، قیل و قال و استدلال و استنتاجی نیست که دل را مشغول خود می‌سازد و از اصل کلام غافل می‌کند. راه آن، دل سپردن به سخن خداست، دیدن خود در مقابل خدا، ایمان و اعتماد و محبت نسبت به او، شکر و قدرشناسی و استغفار و شرمندگی، شادمانی از داشتن چنین خدای مهربانی و چنین پیامبر بزرگواری که مکالمه بین آنها راه بهشت را پیش روی ما باز می‌کند و از آلودگی و فرومایگی این جهان ما را بالا می‌کشد و دقایقی ما را خدایی می‌سازد.

وقتی قلب ما سخن خدا را می‌شنود و شهد شیرین خداشناسی و خداترسی و خدادوستی را در رگ‌های ما جاری می‌سازد، اعضاء و جوارح ما که ساخته و پرداخته خدایند، وقتی این پیام توحیدی را دریافت می‌کنند، گویی جان دوباره می‌گیرند. به‌جای دلمشغولی به دنیا و زرق و برق آن، وقتی دلداده خدا می‌شویم، هوای تازه‌ای روحمان را می‌نوازد و بیدار می‌شویم که بس نیست این همه غرق دنیا بودن؟! بس نیست خفته و غافل بودن؟! بس نیست شبیه دیگر جانداران زیستن و از کمال بلند انسانیت دور ماندن؟! برای چه اینجاییم و کجا رفته‌ایم؟! سخن خدا، و زنهارهایش، زنگارهای قلب و ذهنمان را پاک کند و ما را بلرزاند و بیدار کند و به عذاب مهیب خدا نهیب زند! آری، سخن خدا جور دیگری است. سخن سلطان و مالک و خالق همه جهانیان است که ما را خطاب می‌کند و از ما انتظار گوش سپردن دارد. در برابر چنین سخنانی خاضع و شیدا می‌شویم و جانمان پاکیزه می‌شود و ناخودآگاه چشمانمان به رسم دلدادگی، اشکبار می‌شود و اشک‌هایمان از خدا تمنای بخشش و دستگیری و پناه و بزرگواری می‌کنند.

بیاندیشیم

آیات یادشده در این قسمت، ویژگی‌های مهمی را برای قرآن بیان کرده که هر یک از این ویژگی‌ها، آن را بسیار ستودنی و ما را بسیار انگیزه‌مند در مراجعه به این کتاب خدایی می‌کند. ما تا کنون چقدر هر یک از این ویژگی‌های قرآن را چشیده‌ایم؟ 

سخن خداوند چگونه است؟

خداوند، سلطان و مالک و خالق همه جهانیان، با فروفرستادن قرآن، این فرصت را به انسان داد تا بتواند مخاطب سخنش باشد، کلامش را بشنود و در زندگی‌اش به کار گیرد. کلام خداوند، آیات آشکاری است که شفای درد دل‌هاست، موعظه‌ای از جانب پروردگار است که با نقل داستان گذشتگان و آوردن مثال‌ها و تذکرها، به راهنمایی انسان در مسیر زندگی او می‌پردازد. مراجعه به قرآن برای اموری که مردم در آن با هم اختلاف نظر دارند موجب رفع اختلاف می‌شود و آیات آن روشنگر برای همه چیز از نیازهای انسان برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت است. خداوند در قرآن با مژده‌دهی به بهشت و خوشبختی و بیم دادن از دوزخ و تیره‌بختی به تربیت انسان می‌پردازد و رمز هدایتگری قرآن را در عمل به آن و پرهیزکاری نهاده‌است. (مطالعه بیشتر)

سخن خداوند بزرگ شبیه سخن انسان نیست. راه بهره‌مندی از سخن خدا نیز مانند راه آموزش بشری نیست. اگر بخواهیم با آیات نورانی قرآن قلبمان را روشن کنیم، جانمان را شیرین سازیم، از اضطراب و اندوه و افسردگی دور شویم، و از زندگی کم‌بهای این دنیا کنده شویم و به عالم دیگری ورای این دنیا پا نهیم، باید خدا و سخن او را جدی بگیریم، با قصد عمل و پیروی و ایمان و پرهیزکاری به سوی کلامش برویم؛ باید مشتاق باشیم و در کلمه کلمه کلام او ژرف بنگریم، و در همان حال، خدا را بر حال خود نظاره‌گر و آگاه بدانیم و از او تمنای دستگیری کنیم.
راه بهره‌مندی از سخن خدا، قیل و قال و استدلال و استنتاجی نیست که دل را مشغول خود می‌سازد و از اصل کلام غافل می‌کند. راه آن، دل سپردن به سخن خداست، دیدن خود در مقابل خدا، ایمان و اعتماد و محبت نسبت به او، شکر و قدرشناسی و استغفار و شرمندگی، شادمانی از داشتن چنین خدای مهربانی و چنین پیامبر بزرگواری که مکالمه بین آنها راه بهشت را پیش روی ما باز می‌کند و از آلودگی و فرومایگی این جهان ما را بالا می‌کشد و دقایقی ما را خدایی می‌سازد.

وقتی قلب ما سخن خدا را می‌شنود و شهد شیرین خداشناسی و خداترسی و خدادوستی را در رگ‌های ما جاری می‌سازد، اعضاء و جوارح ما که ساخته و پرداخته خدایند، وقتی این پیام توحیدی را دریافت می‌کنند، گویی جان دوباره می‌گیرند. به‌جای دلمشغولی به دنیا و زرق و برق آن، وقتی دلداده خدا می‌شویم، هوای تازه‌ای روحمان را می‌نوازد و بیدار می‌شویم که بس نیست این همه غرق دنیا بودن؟! بس نیست خفته و غافل بودن؟! بس نیست شبیه دیگر جانداران زیستن و از کمال بلند انسانیت دور ماندن؟! برای چه اینجاییم و کجا رفته‌ایم؟! سخن خدا، و زنهارهایش، زنگارهای قلب و ذهنمان را پاک کند و ما را بلرزاند و بیدار کند و به عذاب مهیب خدا نهیب زند! آری، سخن خدا جور دیگری است. سخن سلطان و مالک و خالق همه جهانیان است که ما را خطاب می‌کند و از ما انتظار گوش سپردن دارد. در برابر چنین سخنانی خاضع و شیدا می‌شویم و جانمان پاکیزه می‌شود و ناخودآگاه چشمانمان به رسم دلدادگی، اشکبار می‌شود و اشک‌هایمان از خدا تمنای بخشش و دستگیری و پناه و بزرگواری می‌کنند.

بیاندیشیم

آیات یادشده در این قسمت، ویژگی‌های مهمی را برای قرآن بیان کرده که هر یک از این ویژگی‌ها، آن را بسیار ستودنی و ما را بسیار انگیزه‌مند در مراجعه به این کتاب خدایی می‌کند. ما تا کنون چقدر هر یک از این ویژگی‌های قرآن را چشیده‌ایم؟ 

دلدادگی مؤمنان به قرآن

خداوند بزرگ در توصیف مؤمنانی که با آیات قرآن مواجه می‌شوند می‌فرماید:
وَ إِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلىَ الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ (مائده ۸۳)
و هر زمان آياتى را كه بر پيامبر نازل شده بشنوند، چشم‌هاى آن‌ها را می‌‏بينى که غرق اشک شده، به خاطر حقيقتى كه دريافته‌‏اند.
إِذَا تُتْلىَ‏ عَلَيْهِمْ ءَايَاتُ الرَّحْمَانِ خَرُّواْ سُجَّدًا وَ بُكِيًّا (مریم ۵۸)
آنها كسانى بودند كه وقتى آيات خداوند مهرگستر بر آنان خوانده‌می‌‏شد به حال سجده و گريه بر خاک می‌افتادند.
علی بن ابی‌طالب نیز آنگاه که پارسایان را توصیف می‌کند، می‌فرماید: شبانگاه سر پا ايستند و آيات قرآن را شمرده و آرام تلاوت كنند، دل را با (فهم و تدبر در) قرآن اندوهگين سازند، و دواى دردها از آن جويند. حزن‌ها برانگيزند، بر گناهان و دردها و جراحت‌هاى دل بگريند. چون به آيه‌اى تشويق‌آميز رسند اميدوار به آن دل بندند قلوبشان از شوق سر بر كشد چنان كه گوئى وعده‌هاى خدا در برابر چشم آنهاست، چون به آيه‌اى تهديدآميز رسند گوش دل فرا دهند چنان كه گويا هم‌اكنون غرش و غريو دوزخ بيخ گوششان است، (از بيم) كمرها خم كنند، پيشانى، دست و قدم‌ها بر زمين بگسترند و از خداى بزرگ درخواست آزادى (از آتش) كنند.

اگر ما این گونه نیستیم، و با خواندن کلام خدا این گونه متحول نمی‌شویم، خوب است به‌تدریج خود را با این سبک از رویارویی با سخن خدا آشنا سازیم.

الگوی زندگی

پیامبر نزد گروهی از جوانان انصار رفت و به آنان فرمود: «من میخواهم برایتان قرآن بخوانم؛ پس هرکه بگرید بهشت از آن اوست.» سپس، حضرت آیات پایانی سورهی زمر را تلاوت کرد که میفرماید: «کسانی که کافر شدند، گروه گروه بهسوی جهنّم رانده‌میشوند …»

بهجز یک جوان همه گریستند. آن جوان به پیامبر گفت: «ای رسول خدا! من خود را به گریه زدم امّا اشکم نیامد.» پیامبر فرمود: «من یک بار دیگر آن آیات را میخوانم. پس هرکه وانمود به گریستن نیز کند، بهشت از آن او خواهدبود.» آن گاه، یک بار دیگر آن آیات را خواند. باز هم همه گریستند و آن جوان نیز وانمود به گریستن کرد و همه از بهشتیان شدند. (امالی صدوق ص ۵۴۵)

دلدادگی مؤمنان به قرآن

خداوند بزرگ در توصیف مؤمنانی که با آیات قرآن مواجه می‌شوند می‌فرماید:
وَ إِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلىَ الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ (مائده ۸۳)
و هر زمان آياتى را كه بر پيامبر نازل شده بشنوند، چشم‌هاى آن‌ها را می‌‏بينى که غرق اشک شده، به خاطر حقيقتى كه دريافته‌‏اند.
إِذَا تُتْلىَ‏ عَلَيْهِمْ ءَايَاتُ الرَّحْمَانِ خَرُّواْ سُجَّدًا وَ بُكِيًّا (مریم ۵۸)
آنها كسانى بودند كه وقتى آيات خداوند مهرگستر بر آنان خوانده‌می‌‏شد به حال سجده و گريه بر خاک می‌افتادند.
علی بن ابی‌طالب نیز آنگاه که پارسایان را توصیف می‌کند، می‌فرماید: شبانگاه سر پا ايستند و آيات قرآن را شمرده و آرام تلاوت كنند، دل را با (فهم و تدبر در) قرآن اندوهگين سازند، و دواى دردها از آن جويند. حزن‌ها برانگيزند، بر گناهان و دردها و جراحت‌هاى دل بگريند. چون به آيه‌اى تشويق‌آميز رسند اميدوار به آن دل بندند قلوبشان از شوق سر بر كشد چنان كه گوئى وعده‌هاى خدا در برابر چشم آنهاست، چون به آيه‌اى تهديدآميز رسند گوش دل فرا دهند چنان كه گويا هم‌اكنون غرش و غريو دوزخ بيخ گوششان است، (از بيم) كمرها خم كنند، پيشانى، دست و قدم‌ها بر زمين بگسترند و از خداى بزرگ درخواست آزادى (از آتش) كنند.

اگر ما این گونه نیستیم، و با خواندن کلام خدا این گونه متحول نمی‌شویم، خوب است به‌تدریج خود را با این سبک از رویارویی با سخن خدا آشنا سازیم.

الگوی زندگی

پیامبر نزد گروهی از جوانان انصار رفت و به آنان فرمود: «من میخواهم برایتان قرآن بخوانم؛ پس هرکه بگرید بهشت از آن اوست.» سپس، حضرت آیات پایانی سورهی زمر را تلاوت کرد که میفرماید: «کسانی که کافر شدند، گروه گروه بهسوی جهنّم رانده‌میشوند …»

بهجز یک جوان همه گریستند. آن جوان به پیامبر گفت: «ای رسول خدا! من خود را به گریه زدم امّا اشکم نیامد.» پیامبر فرمود: «من یک بار دیگر آن آیات را میخوانم. پس هرکه وانمود به گریستن نیز کند، بهشت از آن او خواهدبود.» آن گاه، یک بار دیگر آن آیات را خواند. باز هم همه گریستند و آن جوان نیز وانمود به گریستن کرد و همه از بهشتیان شدند. (امالی صدوق ص ۵۴۵)

شیوه بهره مندی از قرآن

امام باقر فرمود: خوانندگان قرآن سه گونه‌اند:

۱) کسی که قرآن می‌خواند و آن را اسباب معیشت خود می‌سازد و به وسیله آن پادشاهان را می‌دوشد و بر مردم بزرگی می‌فروشد.

۲) کسی که قرآن می‌خواند و حروف آن را حفظ می‌کند ولی به دستورهای آن عمل نمی‌کند مانند تیری که چوبه‌اش را بسازند اما نوک پیکان و پر پرواز نداشته‌باشد. خداوند امثال این گونه حاملان قرآن را زیاد نکند!

۳) کسی که قرآن می‌خواند و آن را به سان دارو بر دردهای دل بیمارش می‌نهد، و با آن شب را زنده می‌دارد و روزه‌اش را با آن همراه می‌کند و در محل عبادتش به خواندن قرآن مشغول است و به خاطر آن از بستر خواب پهلو تهی می‌کند. پس به برکت اینان است که خدای عزیز و جبار بلا را دور می‌سازد، و با اینان است که خدای بزرگ، قدرت را از چنگ دشمنان بیرون می‌کشد، و با اینان است که خدای بزرگ باران از آسمان فرو می‌فرستد. به خدا سوگند اینان در میان قرآن‌خوانان از گوگرد سرخ کمیاب‌ترند. (کافی ج ۲ ص ۶۲۷)

امام صادق علیه السلام قبل از اینکه قرآن را برای قرائت بگشایند، آن را به دست راست خود می‌گرفتند و می‌گفتند: به نام خدا! خدایا من گواهی می‌دهم که این کتاب تو است که آن را از جانب خودت بر فرستاده‌ات محمد فرزند عبد الله – که خدا بر او و خاندانش عنایت فرماید – فرو فرستاده‌ای و این کتاب تو است که بر زبان فرستاده‌ات گویا شده و در آن دستور تو و راه‌های دینداری تو قرار گرفته، آن را بر پیامبرت پایین فرستادی و پیمانی از سوی خود بر آفریدگانت قرارش دادی و آن را ریسمانی ساختی که بین تو و بندگانت پیوسته است.

خدايا! من عهد نامه تو و كتاب تو را باز كردم. خدايا! نگاه كردن مرا در آن عبادت و خواندنم را انديشيدن و انديشيدنم را مايه عبرت‌گرفتن ساز. مرا از كسانى قرار ده كه از اندرزهاى تو در آن پند گيرم و از نافرمانى تو دورى گزينم. هنگام خواندن آن بر دل من و بر گوش من مهر مزن و بر چشمانم پرده ميفكن و خواندنم را خواندنى بدون تدبر در آن مساز؛ بلكه چنان كن كه در آيات و احكام آن بيانديشم و راه و رسم دينداری تو را بپذيرم. نگريستن مرا در آن غفلت، و خواندنم را بيهوده‌خوانى مكن كه تو مهربان و بخشنده‌‏اى! (اقبال الاعمال ص ۱۱۰)

شیوه بهره مندی از قرآن

امام باقر فرمود: خوانندگان قرآن سه گونه‌اند:

۱) کسی که قرآن می‌خواند و آن را اسباب معیشت خود می‌سازد و به وسیله آن پادشاهان را می‌دوشد و بر مردم بزرگی می‌فروشد.

۲) کسی که قرآن می‌خواند و حروف آن را حفظ می‌کند ولی به دستورهای آن عمل نمی‌کند مانند تیری که چوبه‌اش را بسازند اما نوک پیکان و پر پرواز نداشته‌باشد. خداوند امثال این گونه حاملان قرآن را زیاد نکند!

۳) کسی که قرآن می‌خواند و آن را به سان دارو بر دردهای دل بیمارش می‌نهد، و با آن شب را زنده می‌دارد و روزه‌اش را با آن همراه می‌کند و در محل عبادتش به خواندن قرآن مشغول است و به خاطر آن از بستر خواب پهلو تهی می‌کند. پس به برکت اینان است که خدای عزیز و جبار بلا را دور می‌سازد، و با اینان است که خدای بزرگ، قدرت را از چنگ دشمنان بیرون می‌کشد، و با اینان است که خدای بزرگ باران از آسمان فرو می‌فرستد. به خدا سوگند اینان در میان قرآن‌خوانان از گوگرد سرخ کمیاب‌ترند. (کافی ج ۲ ص ۶۲۷)

امام صادق علیه السلام قبل از اینکه قرآن را برای قرائت بگشایند، آن را به دست راست خود می‌گرفتند و می‌گفتند: به نام خدا! خدایا من گواهی می‌دهم که این کتاب تو است که آن را از جانب خودت بر فرستاده‌ات محمد فرزند عبد الله – که خدا بر او و خاندانش عنایت فرماید – فرو فرستاده‌ای و این کتاب تو است که بر زبان فرستاده‌ات گویا شده و در آن دستور تو و راه‌های دینداری تو قرار گرفته، آن را بر پیامبرت پایین فرستادی و پیمانی از سوی خود بر آفریدگانت قرارش دادی و آن را ریسمانی ساختی که بین تو و بندگانت پیوسته است.

خدايا! من عهد نامه تو و كتاب تو را باز كردم. خدايا! نگاه كردن مرا در آن عبادت و خواندنم را انديشيدن و انديشيدنم را مايه عبرت‌گرفتن ساز. مرا از كسانى قرار ده كه از اندرزهاى تو در آن پند گيرم و از نافرمانى تو دورى گزينم. هنگام خواندن آن بر دل من و بر گوش من مهر مزن و بر چشمانم پرده ميفكن و خواندنم را خواندنى بدون تدبر در آن مساز؛ بلكه چنان كن كه در آيات و احكام آن بيانديشم و راه و رسم دينداری تو را بپذيرم. نگريستن مرا در آن غفلت، و خواندنم را بيهوده‌خوانى مكن كه تو مهربان و بخشنده‌‏اى! (اقبال الاعمال ص ۱۱۰)

گلایه پیامبر از ما

پیامبر در روز قیامت اینچنین به پیشگاه خداوند از امت خود شکایت می‌کند:
وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورا (فرقان ۳۰)
و پیامبر گوید: پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند و تنها گذاشتند.

ایشان فرمودند: خانه‌های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید، و آنها را قبرستان نکنید چونان که یهود و نصارا چنین کردند که در کنیسه‌ها و کلیساها نماز گزاردند و عبادت خدا در خانه‌هایشان را تعطیل کردند. چرا که خانه، وقتی که در آن تلاوت قرآن فراوان شود، خیر آن بسیار گردد و برای اهل آن گشایش حاصل شود و آن خانه برای اهل آسمان بدرخشد چونان که ستارگان برای اهل دنیا می‌درخشند.

امیر مؤمنان فرمود: خانه‌ای که در آن قرآن خوانده‌می‌شود و خدای بزرگ یاد می‌گردد، برکتش فراوان گردد و فرشتگان در آن حضور یابند و شیطان‌ها از آن دور شوند، و برای اهل آسمان می‌درخشد چونان که ستارگان برای اهل زمین می‌درخشند. و خانه‌ای که در آن قرآن خوانده‌نمی‌شود و خدای بزرگ یاد نمی‌گردد، برکتش کم شود و فرشتگان از آن دور شوند و شیطان‌ها در آن حضور یابند.

گلایه پیامبر از ما

پیامبر در روز قیامت اینچنین به پیشگاه خداوند از امت خود شکایت می‌کند:
وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورا (فرقان ۳۰)
و پیامبر گوید: پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند و تنها گذاشتند.

ایشان فرمودند: خانه‌های خود را با تلاوت قرآن نورانی کنید، و آنها را قبرستان نکنید چونان که یهود و نصارا چنین کردند که در کنیسه‌ها و کلیساها نماز گزاردند و عبادت خدا در خانه‌هایشان را تعطیل کردند. چرا که خانه، وقتی که در آن تلاوت قرآن فراوان شود، خیر آن بسیار گردد و برای اهل آن گشایش حاصل شود و آن خانه برای اهل آسمان بدرخشد چونان که ستارگان برای اهل دنیا می‌درخشند.

امیر مؤمنان فرمود: خانه‌ای که در آن قرآن خوانده‌می‌شود و خدای بزرگ یاد می‌گردد، برکتش فراوان گردد و فرشتگان در آن حضور یابند و شیطان‌ها از آن دور شوند، و برای اهل آسمان می‌درخشد چونان که ستارگان برای اهل زمین می‌درخشند. و خانه‌ای که در آن قرآن خوانده‌نمی‌شود و خدای بزرگ یاد نمی‌گردد، برکتش کم شود و فرشتگان از آن دور شوند و شیطان‌ها در آن حضور یابند.

قرآن را چگونه بخوانیم

عبدالله بن سلیمان گوید: از امام صادق درباره آیه: وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا (مزمل ۴) – و قرآن را شمرده و با تأمل بخوان – پرسیدم، فرمود: امیر مؤمنان فرموده‌است: یعنی آن را روشن و شمرده بخوان؛ نه مانند شعر قطعه قطعه بخوان و نه مانند نثر، پراکنده؛ بلکه به سبب آن در دل‌های سخت خود دلهره ایجاد کنید، و نباید تلاشتان، رسیدن به آخر سوره باشد.

امام صادق فرمود: قرآن برای حزن (و تأثیر در جان‌ها) نازل شده، پس آن را با صوت محزون بخوانید.

پیامبر اکرم فرمود: شخص عجمی (غیر عرب) از امت من قرآن را به عجمی می‌خواند و فرشتگان آن را به عربی بالا می‌برند.

علی بن ابی‌حمزه گوید: ابوبصیر در حضور من از امام صادق پرسید و گفت: فدایت شوم، آیا همه قرآن را در یک شب بخوانم؟ فرمود: نه. گفت: در دو شب؟ فرمود: نه، تا رسید به شش شب، امام با دست اشاره کرد و فرمود: هان (خوب است). سپس فرمود: ای ابامحمد، یاران محمد که پیش از شما بودند قرآن را در یک ماه یا قدری کمتر از آن ختم می‌کردند. قرآن را نباید تند و سریع خواند، بلکه باید آرام و شمرده خواند. هر گاه به آیه‌ای گذشتی که در آن یادی از آتش دوزخ شده‌است، آن جا بایست و از آتش به خداوند پناه ببر.

ابوبصیر گفت: آیا در ماه رمضان قرآن را در یک شب ختم کنم؟ فرمود: نه، گفت: در دو شب، فرمود: نه، گفت: در سه شب؟ امام فرمود: هان (خوب است) و با دست اشاره کرد. سپس فرمود: بله، ماه رمضان به گونه‌ای است که هیچ یک از ماه‌ها مانند آن نیست، آن ماه را حق و احترامی خاص است؛ در آن ماه هر چه می‌توانی بیشتر نماز بخوان.

بیاندیشیم

قرآن خواندن چقدر زمان می‌گیرد؟
معمولا بیشترین زمانی که ما به خواندن قرآن اختصاص می‌دهیم، ماه رمضان است که بعضی از ما طی یک ماه یک دور کل قرآن را می‌خوانیم. آیا این مقدار وقت‌گذاری برای خواندن قرآن مشابه وقت‌گذاری مسلمانان در زمان پیامبر و امامان است؟ یا اینکه به مرور زمان میزان قرائت قرآن برای یک مسلمان دگرگون شده و اکنون شباهتی با میزان صحیح آن ندارد؟

قرآن را چگونه بخوانیم

عبدالله بن سلیمان گوید: از امام صادق درباره آیه: وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا (مزمل ۴) – و قرآن را شمرده و با تأمل بخوان – پرسیدم، فرمود: امیر مؤمنان فرموده‌است: یعنی آن را روشن و شمرده بخوان؛ نه مانند شعر قطعه قطعه بخوان و نه مانند نثر، پراکنده؛ بلکه به سبب آن در دل‌های سخت خود دلهره ایجاد کنید، و نباید تلاشتان، رسیدن به آخر سوره باشد.

امام صادق فرمود: قرآن برای حزن (و تأثیر در جان‌ها) نازل شده، پس آن را با صوت محزون بخوانید.

پیامبر اکرم فرمود: شخص عجمی (غیر عرب) از امت من قرآن را به عجمی می‌خواند و فرشتگان آن را به عربی بالا می‌برند.

علی بن ابی‌حمزه گوید: ابوبصیر در حضور من از امام صادق پرسید و گفت: فدایت شوم، آیا همه قرآن را در یک شب بخوانم؟ فرمود: نه. گفت: در دو شب؟ فرمود: نه، تا رسید به شش شب، امام با دست اشاره کرد و فرمود: هان (خوب است). سپس فرمود: ای ابامحمد، یاران محمد که پیش از شما بودند قرآن را در یک ماه یا قدری کمتر از آن ختم می‌کردند. قرآن را نباید تند و سریع خواند، بلکه باید آرام و شمرده خواند. هر گاه به آیه‌ای گذشتی که در آن یادی از آتش دوزخ شده‌است، آن جا بایست و از آتش به خداوند پناه ببر.

ابوبصیر گفت: آیا در ماه رمضان قرآن را در یک شب ختم کنم؟ فرمود: نه، گفت: در دو شب، فرمود: نه، گفت: در سه شب؟ امام فرمود: هان (خوب است) و با دست اشاره کرد. سپس فرمود: بله، ماه رمضان به گونه‌ای است که هیچ یک از ماه‌ها مانند آن نیست، آن ماه را حق و احترامی خاص است؛ در آن ماه هر چه می‌توانی بیشتر نماز بخوان.

بیاندیشیم

قرآن خواندن چقدر زمان می‌گیرد؟
معمولا بیشترین زمانی که ما به خواندن قرآن اختصاص می‌دهیم، ماه رمضان است که بعضی از ما طی یک ماه یک دور کل قرآن را می‌خوانیم. آیا این مقدار وقت‌گذاری برای خواندن قرآن مشابه وقت‌گذاری مسلمانان در زمان پیامبر و امامان است؟ یا اینکه به مرور زمان میزان قرائت قرآن برای یک مسلمان دگرگون شده و اکنون شباهتی با میزان صحیح آن ندارد؟

چگونه در قرآن تدبر کنیم

هر یک از ما مخاطب خداوند در آیات قرآن هستیم. هر بار که هر آیه را بخوانیم، اگر خدا بخواهد، معنا و کاربرد جدیدی از آن را به ما نشان می‌دهد. این گونه نیست که افرادی قرآن را بخوانند و برداشت‌های خود را برای ما بیان کنند و این برای ما کافی باشد. بلکه بایستی بدون واسطه‌ی افکار افراد غیرمعصوم، با کلام خدا مواجه شویم و از خدا به این طریق هدایت جوییم.

قرآن برای پرهیزکاران هدایتگر است. اگر به درس‌های خدا در قرآن عمل نکنیم، قرآن دستگیر ما نخواهدبود. عمل به تعالیم قرآن نشانگر ایمان ما به خداست و بی‌توجهی به درس‌های قرآن، بی‌اهمیتی به خدا و نوعی رویگردانی نسبت به اوست. برای بهره‌مندی از هدایت قرآن بایستی حرمت سخن خدا را نگاه داریم و آن را بسیار جدی بگیریم و دغدغه عمل به آن را داشته‌باشیم.

قرآن به زبان عربی واضح نازل شده و شایسته است هر مسلمان برای آموختن زبان قرآن وقت و مال خود را هزینه کند تا بتواند بدون واسطه مترجمین قرآن، با کلام خدا روبرو شود. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: عربی را یاد بگیرید که عربی زبانی است که خداوند به وسیله آن با آفریدگانش سخن گفته‌است. (خصال ص ۲۵۸)

هر جا که معنای آیه یا بخشی از آیه را متوجه نمی‌شویم، می‌توانیم به کتاب لغت مراجعه کنیم. راهکار دیگر، مراجعه به ترجمه‌های موجود است. این ترجمه‌ها هر چند کاملا دقیق و صحیح نیستند اما هر چه باشند از خواندن بدون فهم قرآن بهترند. مهم این است که بعد از خواندن ترجمه هر آیه، مدتی در معنای آیه تأمل کنیم و ببینیم چه درس‌هایی از آن ناظر به زندگی خودمان می‌گیریم.

خداوند پیامبر را به عنوان الگوی ما در زندگی معرفی کرده و در قرآن بخش‌هایی از زندگی او و مکالمات خود با او را برای ما به یادگار گذاشته. ما می‌توانیم وقتی به این آیات می‌رسیم، پیامبر خدا را در نظر بگیریم و تلاش کنیم تا نگرش و رفتار خود را شبیه او سازیم.

بسیاری از دردهای انسان منشأ درونی دارد. اگر قلب انسان آرام و مطمئن باشد و مبتلای به اضطراب و نگرانی نباشد، حال و روز انسان چه روح و چه جسمش بسیار بهتر است. قرآن با یادآوری بزرگی و مهربانی خداوند و زندگانی‌ای که ایمان به خدا به انسان می‌دهد، قلب انسان را از شک و تردید و اضطراب و ترس و غفلت در می‌آورد. به این ترتیب، تدبر در آیات قرآن موجب شفای درد دل‌ها و سلامتی و شادابی روح و جسم انسان می‌شود.

سرگذشت پیامبران و اقوام پیشین برای این در قرآن آمده که ما از آن درس بگیریم و بدانیم که اگر ما هم شبیه آنها به خدا کم‌توجه باشیم و گناه کنیم و قدردان نعمت‌های خدا نباشیم، ما هم سرنوشتی شبیه آنها خواهیم‌داشت و خداوند ما را نیز به انواع مشکلات و عذاب‌ها گرفتار خواهدکرد. به داستان‌های قرآن به عنوان درس عبرت بنگریم و آنها را با زندگی خود تطبیق دهیم و از عواقب شوم آن بهراسیم.

ما معنای همه آیات قرآن را متوجه نمی‌شویم. کلام خدا فرای کلام بشر است. بسیار پیش می‌آید که علی رغم تلاشی که می‌کنیم، معنای بخشی از یک آیه یا تمام آن آیه را متوجه نمی‌شویم. اگر معنای آیه‌ای برایمان روشن نبود، از آن آیه عبور کنیم و از خدا بخواهیم که معنای آن را برایمان روشن کند؛ اما از گمانه‌زنی و ابراز نظر شخصی درباره معنای آن پرهیز کنیم.

پیامبر و جانشینان ایشان بهترین توضیح دهندگان قرآن هستند. از آنجا که پیامبر و امامان بهترین شاگردان قرآن بوده‌اند، گفتار و رفتار ایشان توضیح درس‌های قرآن به شمار می‌آید. برای فهم بهتر آیات قرآن می‌توانیم به سخنانی که از ایشان در کتاب‌های اصلی روایی نظیر کتاب کافی گرد آمده هم مراجعه کنیم.

برداشت ما از آیات قرآن ضرورتا صحیح نیست. جا دارد همواره از خدا و از حجت زنده او، امام عصر بخواهیم که راه درست بندگی را برایمان روشن کنند. همواره آماده باشیم تا برداشت‌های قبلی خود را اصلاح کنیم و نسبت به آنها تعصب نداشته‌باشیم.

هرگز نباید برای فهم آیات قرآن فرد یا افرادی را دنبال کنیم. انسان‌ها همگی خطاکارند و ما مجاز نیستیم جز معصومین از کسی برای پیمودن راه هدایت و سعادت پیروی کنیم. اگر هم خواستیم از کسی سخنی بشنویم بایستی از او بخواهیم که ابتدا سخن یا برداشت خودش را به ما نگوید بلکه آیه یا روایت مورد نظرش را برایمان بیان کند و ما خود مسئول برداشت خود از آن آیه و روایت خواهیم‌بود، هرچند مانعی ندارد که برداشت‌های دیگران را نیز بشنویم و بسنجیم.

هر تلنگری که از آیات قرآن دریافت کردیم را جدی بگیریم، حتی اگر مخاطب خدا در آن آیه کافران یا منافقان یا اهل کتاب باشد. اگر هنگام خواندن اوصاف کافران یا بدکاران دیدیم که حال ما با بخشی از آیه تطبیق می‌کند و با بخش دیگر تطبیق نمی‌کند، ممکن است ما به همان اندازه، منظور خدای بزرگ و بلندمرتبه باشیم و باید از تهدیدهای خدا بهراسیم.

شیطان بر سر راه ما برای دور کردن ما از مسیر بندگی خداست. او ما را به روش‌های مختلف از تدبر و تذکر نسبت به آیات قرآن دور می‌کند. گاه وقتی آیه‌ای می‌خوانیم و درباره آن تأمل می‌کنیم، ما را متوجه جاذبه‌هایی نظیر رمز و رازهای واژگان یا تعابیر آیه می‌کند و ما را از توجه به پیام اصلی آیه و تحول ناظر به آن باز می‌دارد. گاه ما را از درک معنا یا مصداق آیه ناامید می‌کند. گاه فکر ما را درگیر شنیده‌ها و اطلاعات قبلی ما نسبت به موضوع آیه می‌کند تا از حال توجه نسبت به کلام خدا با ما در آن لحظه غافل شویم. گاه به ما حال کسالت را القا می‌کند تا زمان کافی برای نگریستن در آیه و آیات قبل و بعد مرتبط با آن را صرف نکنیم و سرسری و بدون نتیجه‌گیری درست برای زندگیمان از آن آیات عبور کنیم. بایستی از شر شیطان به خدا پناه ببریم و همواره تلاش کنیم با حضور قلب در جلسه با خدا شرکت کنیم و از او تمنای هدایت و دستگیری و دوری از خطا و خطر داشته‌باشیم.

چگونه در قرآن تدبر کنیم

هر یک از ما مخاطب خداوند در آیات قرآن هستیم. هر بار که هر آیه را بخوانیم، اگر خدا بخواهد، معنا و کاربرد جدیدی از آن را به ما نشان می‌دهد. این گونه نیست که افرادی قرآن را بخوانند و برداشت‌های خود را برای ما بیان کنند و این برای ما کافی باشد. بلکه بایستی بدون واسطه‌ی افکار افراد غیرمعصوم، با کلام خدا مواجه شویم و از خدا به این طریق هدایت جوییم.

قرآن برای پرهیزکاران هدایتگر است. اگر به درس‌های خدا در قرآن عمل نکنیم، قرآن دستگیر ما نخواهدبود. عمل به تعالیم قرآن نشانگر ایمان ما به خداست و بی‌توجهی به درس‌های قرآن، بی‌اهمیتی به خدا و نوعی رویگردانی نسبت به اوست. برای بهره‌مندی از هدایت قرآن بایستی حرمت سخن خدا را نگاه داریم و آن را بسیار جدی بگیریم و دغدغه عمل به آن را داشته‌باشیم.

قرآن به زبان عربی واضح نازل شده و شایسته است هر مسلمان برای آموختن زبان قرآن وقت و مال خود را هزینه کند تا بتواند بدون واسطه مترجمین قرآن، با کلام خدا روبرو شود. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: عربی را یاد بگیرید که عربی زبانی است که خداوند به وسیله آن با آفریدگانش سخن گفته‌است. (خصال ص ۲۵۸)

هر جا که معنای آیه یا بخشی از آیه را متوجه نمی‌شویم، می‌توانیم به کتاب لغت مراجعه کنیم. راهکار دیگر، مراجعه به ترجمه‌های موجود است. این ترجمه‌ها هر چند کاملا دقیق و صحیح نیستند اما هر چه باشند از خواندن بدون فهم قرآن بهترند. مهم این است که بعد از خواندن ترجمه هر آیه، مدتی در معنای آیه تأمل کنیم و ببینیم چه درس‌هایی از آن ناظر به زندگی خودمان می‌گیریم.

خداوند پیامبر را به عنوان الگوی ما در زندگی معرفی کرده و در قرآن بخش‌هایی از زندگی او و مکالمات خود با او را برای ما به یادگار گذاشته. ما می‌توانیم وقتی به این آیات می‌رسیم، پیامبر خدا را در نظر بگیریم و تلاش کنیم تا نگرش و رفتار خود را شبیه او سازیم.

بسیاری از دردهای انسان منشأ درونی دارد. اگر قلب انسان آرام و مطمئن باشد و مبتلای به اضطراب و نگرانی نباشد، حال و روز انسان چه روح و چه جسمش بسیار بهتر است. قرآن با یادآوری بزرگی و مهربانی خداوند و زندگانی‌ای که ایمان به خدا به انسان می‌دهد، قلب انسان را از شک و تردید و اضطراب و ترس و غفلت در می‌آورد. به این ترتیب، تدبر در آیات قرآن موجب شفای درد دل‌ها و سلامتی و شادابی روح و جسم انسان می‌شود.

سرگذشت پیامبران و اقوام پیشین برای این در قرآن آمده که ما از آن درس بگیریم و بدانیم که اگر ما هم شبیه آنها به خدا کم‌توجه باشیم و گناه کنیم و قدردان نعمت‌های خدا نباشیم، ما هم سرنوشتی شبیه آنها خواهیم‌داشت و خداوند ما را نیز به انواع مشکلات و عذاب‌ها گرفتار خواهدکرد. به داستان‌های قرآن به عنوان درس عبرت بنگریم و آنها را با زندگی خود تطبیق دهیم و از عواقب شوم آن بهراسیم.

ما معنای همه آیات قرآن را متوجه نمی‌شویم. کلام خدا فرای کلام بشر است. بسیار پیش می‌آید که علی رغم تلاشی که می‌کنیم، معنای بخشی از یک آیه یا تمام آن آیه را متوجه نمی‌شویم. اگر معنای آیه‌ای برایمان روشن نبود، از آن آیه عبور کنیم و از خدا بخواهیم که معنای آن را برایمان روشن کند؛ اما از گمانه‌زنی و ابراز نظر شخصی درباره معنای آن پرهیز کنیم.

پیامبر و جانشینان ایشان بهترین توضیح دهندگان قرآن هستند. از آنجا که پیامبر و امامان بهترین شاگردان قرآن بوده‌اند، گفتار و رفتار ایشان توضیح درس‌های قرآن به شمار می‌آید. برای فهم بهتر آیات قرآن می‌توانیم به سخنانی که از ایشان در کتاب‌های اصلی روایی نظیر کتاب کافی گرد آمده هم مراجعه کنیم.

برداشت ما از آیات قرآن ضرورتا صحیح نیست. جا دارد همواره از خدا و از حجت زنده او، امام عصر بخواهیم که راه درست بندگی را برایمان روشن کنند. همواره آماده باشیم تا برداشت‌های قبلی خود را اصلاح کنیم و نسبت به آنها تعصب نداشته‌باشیم.

هرگز نباید برای فهم آیات قرآن فرد یا افرادی را دنبال کنیم. انسان‌ها همگی خطاکارند و ما مجاز نیستیم جز معصومین از کسی برای پیمودن راه هدایت و سعادت پیروی کنیم. اگر هم خواستیم از کسی سخنی بشنویم بایستی از او بخواهیم که ابتدا سخن یا برداشت خودش را به ما نگوید بلکه آیه یا روایت مورد نظرش را برایمان بیان کند و ما خود مسئول برداشت خود از آن آیه و روایت خواهیم‌بود، هرچند مانعی ندارد که برداشت‌های دیگران را نیز بشنویم و بسنجیم.

هر تلنگری که از آیات قرآن دریافت کردیم را جدی بگیریم، حتی اگر مخاطب خدا در آن آیه کافران یا منافقان یا اهل کتاب باشد. اگر هنگام خواندن اوصاف کافران یا بدکاران دیدیم که حال ما با بخشی از آیه تطبیق می‌کند و با بخش دیگر تطبیق نمی‌کند، ممکن است ما به همان اندازه، منظور خدای بزرگ و بلندمرتبه باشیم و باید از تهدیدهای خدا بهراسیم.

شیطان بر سر راه ما برای دور کردن ما از مسیر بندگی خداست. او ما را به روش‌های مختلف از تدبر و تذکر نسبت به آیات قرآن دور می‌کند. گاه وقتی آیه‌ای می‌خوانیم و درباره آن تأمل می‌کنیم، ما را متوجه جاذبه‌هایی نظیر رمز و رازهای واژگان یا تعابیر آیه می‌کند و ما را از توجه به پیام اصلی آیه و تحول ناظر به آن باز می‌دارد. گاه ما را از درک معنا یا مصداق آیه ناامید می‌کند. گاه فکر ما را درگیر شنیده‌ها و اطلاعات قبلی ما نسبت به موضوع آیه می‌کند تا از حال توجه نسبت به کلام خدا با ما در آن لحظه غافل شویم. گاه به ما حال کسالت را القا می‌کند تا زمان کافی برای نگریستن در آیه و آیات قبل و بعد مرتبط با آن را صرف نکنیم و سرسری و بدون نتیجه‌گیری درست برای زندگیمان از آن آیات عبور کنیم. بایستی از شر شیطان به خدا پناه ببریم و همواره تلاش کنیم با حضور قلب در جلسه با خدا شرکت کنیم و از او تمنای هدایت و دستگیری و دوری از خطا و خطر داشته‌باشیم.

بیاندیشیم

امروزه بسیاری از مسلمانان به قرآن به منظور آموختن راه زندگی مراجعه نمی‌کنند. بسیاری از مسلمانان به شنیده‌های خود از تعالیم اسلامی بسنده می‌کنند و خود، فرصت و همتی را برای آموختن قرآن هزینه نمی‌کنند! ما چگونه‌ایم؟

برای آموختن قرآن، بهترین راه، آموختن زبان قرآن است. در زمانه‌ای که بسیاری از کودکان و نوجوانان و جوانان برای آموختن زبان‌های خارجی وقت و هزینه قابل توجهی صرف می‌کنند، آیا جا ندارد که به آموختن زبان عربی قرآنی و مراجعه مستمر به این نقشه گنج سعادت زندگی بیش از این توجه کنیم؟

بیاندیشیم

امروزه بسیاری از مسلمانان به قرآن به منظور آموختن راه زندگی مراجعه نمی‌کنند. بسیاری از مسلمانان به شنیده‌های خود از تعالیم اسلامی بسنده می‌کنند و خود، فرصت و همتی را برای آموختن قرآن هزینه نمی‌کنند! ما چگونه‌ایم؟

برای آموختن قرآن، بهترین راه، آموختن زبان قرآن است. در زمانه‌ای که بسیاری از کودکان و نوجوانان و جوانان برای آموختن زبان‌های خارجی وقت و هزینه قابل توجهی صرف می‌کنند، آیا جا ندارد که به آموختن زبان عربی قرآنی و مراجعه مستمر به این نقشه گنج سعادت زندگی بیش از این توجه کنیم؟

آیات آغازین سوره ملک

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏
تَبارَكَ الَّذي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ (۱)

پاک و پربرکت است آن که فرمانروایی (بر جهان هستی) به دست اوست، و او بر همه چیز تواناست.
وه، چه پادشاهی! چه قدرتمند! چه بنده‌نواز! چه توانا به اداره نیکوی همه جهان! این همه روزی‌خوار و این همه رخداد و این همه شگفتی!
پس همه چیز در اختیار خداست. پس بهتر است در زندگی فقط در پی تأمین رضایت او باشم و همه چیز را فقط از او بخواهم. هر کاری از او بر می‌آید و بر حل مشکلات من توانا است و خیلی بیشتر از آن هم می‌تواند.

الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزيزُ الْغَفُورُ (۲)

همان که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوعمل‌ترید، و اوست که توانمند و بسیار آمرزنده است.
کدام یک از ما نیکوعمل‌تر است؟ پس تنها عمل نیکو کافی نیست، چگونه عملم را نیکوتر کنم؟

الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى‏ في‏ خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُورٍ (۳)

آن که هفت آسمان را طبقه‌بندی‌شده آفرید، در آفرینش خدای رحمان هیچ ناهمگونی و بی‌نظمی نمی‌بینی، پس دیده بگردان آیا هیچ نقص و خللی می‌بینی؟!

ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسيرٌ (۴)

سپس بارها دیده بگردان تا دیده‌ات خوار و فرومانده به سویت باز گردد.
دعوت خدا به دیدن بزرگی خلقت خودش جدی است! من چقدر این دعوت را جدی گرفته‌ام؟
آیا به همان شکل که خدا از من خواسته دقیق در آفرینشش بنگرم می‌نگرم؟! آیا به نتیجه‌ای که خدا خواسته که احساس کوچکی و خواری در برابر عظمت خلقتش بکنم می‌رسم؟

وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطينِ وَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذابَ السَّعيرِ (۵)

و همانا نزدیکترین آسمان را به چراغ‌هایی (از ستارگان) آراستیم و آنها را تیرهای طرد و راندن شیاطین ساختیم، و برای آنان عذاب آتش افروخته آماده کرده‌ایم.

وَ لِلَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصيرُ (۶)

و برای آنان که به پروردگار خود کافر شدند عذاب دوزخ است، و آن بد فرجامی است.
آیا من اگر چنان که خدا فرموده به آفرینشش ننگرم و چونان نتیجه‌ای نگیرم، از نظر خدا کافر به شمار می‌آیم؟

إِذا أُلْقُوا فيها سَمِعُوا لَها شَهيقاً وَ هِيَ تَفُورُ (۷)

هر گاه در آن افتند از آن نعره‌ای دلخراش بشنوند در حالی که می‌جوشد.

تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِيَ فيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذيرٌ (۸)

نزدیک است از خشم منفجر شود، هر گاه گروهی در آن افتند نگاهبانانش از آنان پرسند: مگر بیم‌دهنده‌ای نزد شما نیامد؟

قالُوا بَلى‏ قَدْ جاءَنا نَذيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ في‏ ضَلالٍ كَبيرٍ (۹)

گویند: چرا، قطعا بیم‌دهنده‌ای نزد ما آمد ولی ما تکذیب نمودیم و گفتیم: خدا هیچ چیز فرو نفرستاده‌است، شما جز در گمراهی آشکاری نیستید.

بیم‌دهنده ما کیست؟ چقدر به بیم‌هایش گوش داده‌ایم؟ چقدر فکرمان درگیر بیم‌های اوست؟

اگر بیم‌های او را جدی نمی‌گیریم یا حتی اگر دنبال شنیدن و بازشنیدن و پیگیری بیم‌های او نیستیم، آیا ما از تکذیب‌کنندگان او به شمار نمی‌آییم؟

وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في‏ أَصْحابِ السَّعيرِ (۱۰)

و گویند: اگر ما می‌شنیدیم یا خردمندی می‌کردیم در زمره دوزخیان نبودیم.

آیا انسان عاقل می‌تواند چنین بیم مهیبی، یعنی آتش جاودان را بشنود و نادیده بگیرد؟

اگر من بیم‌های پیامبر خدا را نادیده یا کم‌اهمیت می انگارم، عاقل به شمار می‌آیم؟

اگر بدانم فردا که صبح شود ممکن است عمرم به پایان برسد و چون از قبر درآیم به حکم این آیات وارد دوزخ بشوم، و باز هم به بیم‌های پیامبر توجه لازم را نکنم، آیا سزاوار چنان عذابی نخواهم‌بود؟

فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعيرِ (۱۱)

پس به گناه خویش اعتراف کردند، پس نابودی باد بر دوزخیان!

إِنَّ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبيرٌ (۱۲)

قطعا کسانی که در نهان از پروردگارشان می‌ترسند، آمرزش و پاداشی بزرگ دارند.
من در پنهان، چقدر از خدا می‌ترسم؟ وقتی تنها هستم، یا درون دلم، چقدر از خدا می‌ترسم؟

وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (۱۳)

و گفتارتان را پنهان دارید یا آشکار کنید، او به اسرار سینه‌ها داناست.

أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ (۱۴)

آیا نمی‌داند کسی که آفریده‌است، با آن که اوست که دقیق و آگاه است؟!

آیات آغازین سوره ملک

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏
تَبارَكَ الَّذي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ (۱)

پاک و پربرکت است آن که فرمانروایی (بر جهان هستی) به دست اوست، و او بر همه چیز تواناست.
وه، چه پادشاهی! چه قدرتمند! چه بنده‌نواز! چه توانا به اداره نیکوی همه جهان! این همه روزی‌خوار و این همه رخداد و این همه شگفتی!
پس همه چیز در اختیار خداست. پس بهتر است در زندگی فقط در پی تأمین رضایت او باشم و همه چیز را فقط از او بخواهم. هر کاری از او بر می‌آید و بر حل مشکلات من توانا است و خیلی بیشتر از آن هم می‌تواند.

الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزيزُ الْغَفُورُ (۲)

همان که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوعمل‌ترید، و اوست که توانمند و بسیار آمرزنده است.
کدام یک از ما نیکوعمل‌تر است؟ پس تنها عمل نیکو کافی نیست، چگونه عملم را نیکوتر کنم؟

الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى‏ في‏ خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُورٍ (۳)

آن که هفت آسمان را طبقه‌بندی‌شده آفرید، در آفرینش خدای رحمان هیچ ناهمگونی و بی‌نظمی نمی‌بینی، پس دیده بگردان آیا هیچ نقص و خللی می‌بینی؟!

ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسيرٌ (۴)

سپس بارها دیده بگردان تا دیده‌ات خوار و فرومانده به سویت باز گردد.
دعوت خدا به دیدن بزرگی خلقت خودش جدی است! من چقدر این دعوت را جدی گرفته‌ام؟
آیا به همان شکل که خدا از من خواسته دقیق در آفرینشش بنگرم می‌نگرم؟! آیا به نتیجه‌ای که خدا خواسته که احساس کوچکی و خواری در برابر عظمت خلقتش بکنم می‌رسم؟

وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطينِ وَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذابَ السَّعيرِ (۵)

و همانا نزدیکترین آسمان را به چراغ‌هایی (از ستارگان) آراستیم و آنها را تیرهای طرد و راندن شیاطین ساختیم، و برای آنان عذاب آتش افروخته آماده کرده‌ایم.

وَ لِلَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصيرُ (۶)

و برای آنان که به پروردگار خود کافر شدند عذاب دوزخ است، و آن بد فرجامی است.
آیا من اگر چنان که خدا فرموده به آفرینشش ننگرم و چونان نتیجه‌ای نگیرم، از نظر خدا کافر به شمار می‌آیم؟

إِذا أُلْقُوا فيها سَمِعُوا لَها شَهيقاً وَ هِيَ تَفُورُ (۷)

هر گاه در آن افتند از آن نعره‌ای دلخراش بشنوند در حالی که می‌جوشد.

تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِيَ فيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذيرٌ (۸)

نزدیک است از خشم منفجر شود، هر گاه گروهی در آن افتند نگاهبانانش از آنان پرسند: مگر بیم‌دهنده‌ای نزد شما نیامد؟

قالُوا بَلى‏ قَدْ جاءَنا نَذيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ في‏ ضَلالٍ كَبيرٍ (۹)

گویند: چرا، قطعا بیم‌دهنده‌ای نزد ما آمد ولی ما تکذیب نمودیم و گفتیم: خدا هیچ چیز فرو نفرستاده‌است، شما جز در گمراهی آشکاری نیستید.

بیم‌دهنده ما کیست؟ چقدر به بیم‌هایش گوش داده‌ایم؟ چقدر فکرمان درگیر بیم‌های اوست؟

اگر بیم‌های او را جدی نمی‌گیریم یا حتی اگر دنبال شنیدن و بازشنیدن و پیگیری بیم‌های او نیستیم، آیا ما از تکذیب‌کنندگان او به شمار نمی‌آییم؟

وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في‏ أَصْحابِ السَّعيرِ (۱۰)

و گویند: اگر ما می‌شنیدیم یا خردمندی می‌کردیم در زمره دوزخیان نبودیم.

آیا انسان عاقل می‌تواند چنین بیم مهیبی، یعنی آتش جاودان را بشنود و نادیده بگیرد؟

اگر من بیم‌های پیامبر خدا را نادیده یا کم‌اهمیت می انگارم، عاقل به شمار می‌آیم؟

اگر بدانم فردا که صبح شود ممکن است عمرم به پایان برسد و چون از قبر درآیم به حکم این آیات وارد دوزخ بشوم، و باز هم به بیم‌های پیامبر توجه لازم را نکنم، آیا سزاوار چنان عذابی نخواهم‌بود؟

فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعيرِ (۱۱)

پس به گناه خویش اعتراف کردند، پس نابودی باد بر دوزخیان!

إِنَّ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبيرٌ (۱۲)

قطعا کسانی که در نهان از پروردگارشان می‌ترسند، آمرزش و پاداشی بزرگ دارند.
من در پنهان، چقدر از خدا می‌ترسم؟ وقتی تنها هستم، یا درون دلم، چقدر از خدا می‌ترسم؟

وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (۱۳)

و گفتارتان را پنهان دارید یا آشکار کنید، او به اسرار سینه‌ها داناست.

أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ (۱۴)

آیا نمی‌داند کسی که آفریده‌است، با آن که اوست که دقیق و آگاه است؟!

آیات توصیف مؤمنان در سوره معارج

إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً (۱۹)

همانا آدمی حریص و کم‌طاقت آفریده شده‌است.

إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً (۲۰)

چون او را بدی رسد بی‌تاب است.

وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً (۲۱)

و چون او را خوبی رسد، بازدارنده و بخیل است.

إِلاَّ الْمُصَلِّينَ (۲۲)

مگر نمازگزاران و کسانی که به خدا توجه می‌کنند.

الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ (۲۳)

آنان که بر نمازشان و توجهشان نسبت به خدا مداومت دارند.
من در طول شبانه روز چقدر مشغول نماز هستم؟ آیا از دید ناظر بیرونی، من مدام در حال نماز و توجه به خدا هستم؟

وَ الَّذينَ في‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ (۲۴)

و آنان که در اموالشان حقی مشخص است.

لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ (۲۵)

برای درخواست‌کننده و برای فقیر.

آیا هر درآمدی که دارم، بخشی از آن را به نیازمندان می‌بخشم؟

آیا از نظر من، بخشی از مالم حق نیازمندان است که متعلق به من نیست؟ چقدر در رساندن این حق به صاحبش شتاب می‌کنم؟ و وقتی حقش را به او می‌دهم، به شکلی است که مشخص است آن مال، حق اوست یا اینکه او فکر می‌کند من از مال خودم به او داده‌ام؟

وَ الَّذينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (۲۶)

و آنان که روز جزا را راست می‌شمارند.

وَ الَّذينَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (۲۷)

و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناک‌اند.

کسی که از عذاب خدا در هراس است، چه حالی دارد؟

إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ (۲۸)

چرا که از عذاب پروردگارشان ایمنی نیست.
این خطاب خدا به مؤمنان درستکار است. مؤمنان درستکار با همه بندگی خدا که می‌کنند، لزوما از عذاب خدا در امان نیستند. به همین خاطر عمیقا نگران و بی‌تاب از عذاب جهنم هستند. من اصلا شبیه به این گونه مردم هستم؟ اصلا برایم مهم است که باشم؟

وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ (۲۹)

و آنان که دامان خویش نگاه دارند.

إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ (۳۰)

مگر از همسران یا کنیزان خود که در آن موارد قابل سرزنش نیستند.

فَمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ (۳۱)

پس هر که بیش از اینها را بخواهد، پس آنان همان تجاوزگرانند.

وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ (۳۲)

و آنان که به امانت‌ها و پیمان‌های خود پایبندند.

وَ الَّذينَ هُمْ بِشَهاداتِهِمْ قائِمُونَ (۳۳)

و آنان که به ادای گواهی‌های خود برمی‌خیزند.

وَ الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ (۳۴)

و آنان که بر نمازشان و توجهشان به خدا محافظت می‌کنند.

أُولئِكَ في‏ جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ (۳۵)

آنان در باغ‌هایی گرامی و محترمند.

آیات توصیف مؤمنان در سوره معارج

إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً (۱۹)

همانا آدمی حریص و کم‌طاقت آفریده شده‌است.

إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً (۲۰)

چون او را بدی رسد بی‌تاب است.

وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً (۲۱)

و چون او را خوبی رسد، بازدارنده و بخیل است.

إِلاَّ الْمُصَلِّينَ (۲۲)

مگر نمازگزاران و کسانی که به خدا توجه می‌کنند.

الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ (۲۳)

آنان که بر نمازشان و توجهشان نسبت به خدا مداومت دارند.
من در طول شبانه روز چقدر مشغول نماز هستم؟ آیا از دید ناظر بیرونی، من مدام در حال نماز و توجه به خدا هستم؟

وَ الَّذينَ في‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ (۲۴)

و آنان که در اموالشان حقی مشخص است.

لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ (۲۵)

برای درخواست‌کننده و برای فقیر.

آیا هر درآمدی که دارم، بخشی از آن را به نیازمندان می‌بخشم؟

آیا از نظر من، بخشی از مالم حق نیازمندان است که متعلق به من نیست؟ چقدر در رساندن این حق به صاحبش شتاب می‌کنم؟ و وقتی حقش را به او می‌دهم، به شکلی است که مشخص است آن مال، حق اوست یا اینکه او فکر می‌کند من از مال خودم به او داده‌ام؟

وَ الَّذينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ (۲۶)

و آنان که روز جزا را راست می‌شمارند.

وَ الَّذينَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (۲۷)

و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناک‌اند.

کسی که از عذاب خدا در هراس است، چه حالی دارد؟

إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ (۲۸)

چرا که از عذاب پروردگارشان ایمنی نیست.
این خطاب خدا به مؤمنان درستکار است. مؤمنان درستکار با همه بندگی خدا که می‌کنند، لزوما از عذاب خدا در امان نیستند. به همین خاطر عمیقا نگران و بی‌تاب از عذاب جهنم هستند. من اصلا شبیه به این گونه مردم هستم؟ اصلا برایم مهم است که باشم؟

وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ (۲۹)

و آنان که دامان خویش نگاه دارند.

إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ (۳۰)

مگر از همسران یا کنیزان خود که در آن موارد قابل سرزنش نیستند.

فَمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ (۳۱)

پس هر که بیش از اینها را بخواهد، پس آنان همان تجاوزگرانند.

وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ (۳۲)

و آنان که به امانت‌ها و پیمان‌های خود پایبندند.

وَ الَّذينَ هُمْ بِشَهاداتِهِمْ قائِمُونَ (۳۳)

و آنان که به ادای گواهی‌های خود برمی‌خیزند.

وَ الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ (۳۴)

و آنان که بر نمازشان و توجهشان به خدا محافظت می‌کنند.

أُولئِكَ في‏ جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ (۳۵)

آنان در باغ‌هایی گرامی و محترمند.

خودارزیابی

  • آیا قصد دارم بیش از پیش به قرآن مراجعه کنم؟
  • آیا قرآن را با درک معنای آن خواهم‌خواند؟
  • آیا در پی خواندن هر آیه، قدری تأمل خواهم‌کرد و در پی رهنمودهای خدا برای زندگی‌ام خواهم‌گشت؟
  • آیا مطالبی که در جهان پیرامون، اعم از سخن اندیشمندان یا دانشمندان و تجربیات مردمان، می‌شنوم را با درکم از تعالیم قرآن مقایسه خواهم‌کرد یا بدون این مقایسه دنبال خواهم‌نمود؟
  • میزان مراجعه‌ام به منابع دانش و رهنمودهای بشری بیشتر خواهدبود یا به کتاب آسمانی؟
  • آیا برای درک تعالیم قرآن به دعوت مستقیم خدا برای تدبر در آیاتش پاسخ خواهم‌داد یا درکم را از طریق افکار اندیشمندان حاصل خواهم‌کرد؟
  • برنامه‌ای برای آموختن زبان قرآن مد نظر گرفته‌ام؟
  • برای عمل به تعالیم قرآن و خدایی شدن و دور شدن از دنیاپرستی و گناه و نزدیک شدن به مسلمانی قرآنی چه کاری در سر دارم؟
  • مرگ نزدیک است، فرصت اندک است، هشدارهای خدا جدی است، و محاسبه و مطالبه خدا در قیامت سخت و سهمگین است تا حدی که برترین خلق خدا، پیامبر مصطفی و اهل بیت او از آن بیمناکند، آیا بیدار می‌شویم؟

خودارزیابی

  • آیا قصد دارم بیش از پیش به قرآن مراجعه کنم؟
  • آیا قرآن را با درک معنای آن خواهم‌خواند؟
  • آیا در پی خواندن هر آیه، قدری تأمل خواهم‌کرد و در پی رهنمودهای خدا برای زندگی‌ام خواهم‌گشت؟
  • آیا مطالبی که در جهان پیرامون، اعم از سخن اندیشمندان یا دانشمندان و تجربیات مردمان، می‌شنوم را با درکم از تعالیم قرآن مقایسه خواهم‌کرد یا بدون این مقایسه دنبال خواهم‌نمود؟
  • میزان مراجعه‌ام به منابع دانش و رهنمودهای بشری بیشتر خواهدبود یا به کتاب آسمانی؟
  • آیا برای درک تعالیم قرآن به دعوت مستقیم خدا برای تدبر در آیاتش پاسخ خواهم‌داد یا درکم را از طریق افکار اندیشمندان حاصل خواهم‌کرد؟
  • برنامه‌ای برای آموختن زبان قرآن مد نظر گرفته‌ام؟
  • برای عمل به تعالیم قرآن و خدایی شدن و دور شدن از دنیاپرستی و گناه و نزدیک شدن به مسلمانی قرآنی چه کاری در سر دارم؟
  • مرگ نزدیک است، فرصت اندک است، هشدارهای خدا جدی است، و محاسبه و مطالبه خدا در قیامت سخت و سهمگین است تا حدی که برترین خلق خدا، پیامبر مصطفی و اهل بیت او از آن بیمناکند، آیا بیدار می‌شویم؟